فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٦٤
غ
غ، غين
حرف مبنى، قمرى، صحيح، و در حساب ابجد، معادل عدد ١٠٠٠ است. اين حرف، جزو حروف نقطهدار، داراى استعلا و رخوت و نيز حرف حلقى است.
غادَرَ
١. فعل متعدّى دو مفعولى و از افعال قلوب است و براى افادۀ تحويل و دگرگونى به كار مىرود. پس از به دست آوردن فاعل خود، بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد و مبتدا و خبر را، به عنوان دو مفعول خود، منصوب مىكند: غادر الخبير البلد مزدهرا.
٢. اگر به معناى تحويل نباشد، فعل متعدّى يك مفعولى است: غادر الرّجل منزله.
٣. افعال تحويل عبارتاند از: اتّخذ، تخذ، ترك، صيّر، غادر، وهب.
غالباً
ظرف زمان: غالبا الحقّ معى، مفعول فيه و منصوب به فتحۀ ظاهر و نيز معرب؛ يعنى منصوب به نزع خافض است و معنى آن «فى الغالب» است.
غايب
ضمير و جانشين اسم سابقى است كه از آن سخن گفته شده است و دو نوع است:
مذكّر و مؤنّث، و هريك از آن دو براى مفرد، مثنى يا جمع است. ضمير غايب، شامل اين موارد است:
١. ضمير منفصل: (١) محلاّ مرفوع: هو، هما، هم، هى، هما، هنّ. (٢) محلاّ منصوب: إيّاه، إيّاهما، إيّاهم، إيّاها، إيّاهما، إيّاهنّ.
٢. ضمير متصل: (١) محلاّ مرفوع: نون، واو، الف. (٢) محلاّ منصوب و مجرور: هاء.
غايت
يكى از معانى اين حروف است: إلى، باء، حتّى، كى. به معناى هدف يا انتهايى است كه شىء به آن مىانجامد و مترتّب بر آن است:
درست إلى المساء أحسن زيد بى. أكلت السّمكة حتّى رأسها. أدرس كى تنجح.