فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٧١
قول قوى - عامل نصب مستثنى است.
التقاء ساكنين
١. التقاء ساكنين به جز در موارد زير جايز نيست: (١) وقف؛ در هر كلمهاى كه حرف ما قبل آخر آن ساكن باشد: خبز. (٢) هرگاه حرف ساكن اوّل، حرف لين و حرف دوم، مدغم باشد: مادّة.
٢. در دو كلمۀ جدا از هم، فقط حذف لفظى انجام مىگيرد: راعيا القرية.
٣. هرگاه ساكن اوّل، حرف صحيح باشد، لازم است كسره بگيرد: اضرب العبد.
٤. هرگاه ساكن اوّل، حرف علّه بوده، پيش از آن حركتى نامتجانس با آن واقع شود، حرف علّه بايد حركتى متجانس با خود بگيرد:
لا تخشى اللّوم.
٥. «نون» ساكن «من»، پيش از كلمۀ داراى «أل»، فتحه مىگيرد: من البيت.
٦. گفته مىشود: مذ الأمس، عليكم السّلام، هم القضاة.
الّتى
اسم موصول خاص، مؤنث و مفرد است و براى عاقل و غير عاقل به كار مىرود، مبنى بر سكون و محلاّ مرفوع يا منصوب يا مجرور است: هى الّتى ذهبت إلى المدرسة. همچنين براى جمع غير عاقل به كار مىرود، و اگر پيش از آن اسم باشد، به عنوان نعت، اعراب مىپذيرد.
الّذي
اسم موصول خاص، مذكّر و مفرد است.
براى عاقل و غير عاقل به كار مىرود، مبنى بر سكون و محلاّ مرفوع يا منصوب يا مجرور است: هو الذي جاء إلى المنزل. هرگاه پيش از آن اسم باشد، به عنوان نعت، اعراب مىپذيرد.
الّذِينَ
اسم موصول خاص، مذكر و جمع است و فقط براى عاقل به كار مىرود، مبنى بر فتح و محلاّ مرفوع يا منصوب يا مجرور است: هم الذّين ذهبوا الى المنزل.
الغاء
هرگاه فعل متصرّفى از افعال قلوب، پس از دو مفعولش، يا بين آن دو قرار گيرد، جايز است كه نصب ندهد: آت الموت تعلمون.
١. اين احكام، در افعال متّعدى سه مفعولى نيز جارى است: النّخيل أنسب للصحراء، أعلمت البدوىّ.
٢. گاهى «قول»، معناى «ظنّ» دارد كه احكام الغاء در مورد آن اجرا مىشود، و اگر دو مفعول نگيرد، به معناى نطق و حكايت خواهد بود.