فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٧٥
٤. «لو»: وددت لو تنجح.
حرف مضارعه
حرف معناست و با حروف تصريف، نسبت دارد و براى ساختن صيغۀ مضارع، به اوّل فعل مضارع اضافه مىگردد. حروف مضارعه عبارتاند از: ياء، تاء، همزه و نون.
حروف مضارعه در رباعى، مضموم و در غير آن، مفتوح است: يفاعل، تفعل، أتفعلل، نفعّل.
حرف معجم
حروف معجم، حروف نقطهدار است.
تعداد آن پانزده حرف است: ب، ت، ث، ج، خ، ذ، ز، ش، ض، ظ، غ، ف، ق، ن، ى.
حرف معنا
حروف معانى، كلماتى هستند كه مدلول و معناى آنها جز با استعمال آنها همراه اسم يا فعل، تمام نمىشود.
١. تعداد آنها هشتاد حرف است: ء، آ، آى، أجل، إذ، إذما، إذن، إذا، إذا، أل، ألا، إلاّ، ألاّ، إلى، أم، أما، أمّا، إمّا، أن، إن، إنّ، أو، أى، إى، أيا، ب، بل، بلى، ت، ثمّ، جلل، جير، حتّى، حاشا، خلا، ربّ، س، سوف، عدا، علّ، على، عن، ف، فى، قد، ك، كأنّ، كلاّ، كى، ل، لعلّ، لكن، لكنّ، لم، لمّا، لن، لو، لو لا، لو ما، لا، لات، ليت، م، مذ، من، منذ، ما، ن، نّ، نعم، ه، هل، هلاّ، ها، هيا، و، وا، ا، ى، يا.
٢. اين حروف بر معانى بسيارى دلالت مىكند، مهمترين آن معانى كه نحويان بدان اشاره نمودهاند، عبارتاند از: ابتدائيت، ابهام، استثناء، استدراك، استفتاح، استفهام، استقبال، اضراب، امر، بدل، تحضيض، تحقيق، تخيير، ترجّى، تشبيه، تصريف، تعجّب، تعريف، تعليل، تفسير، تفصيل، تقليل، تكثير، تمنّى، تنبيه، تنديم، تأكيد، جواب خطاب، ردع، زيادت، سكت، شرط، ظرفيّت، عرض، غايت، قسم، كفايت، مصدريّت، مفاجات، موصول، ندبه، ندا، نفى، نهى، وقايه.
حرف مَعِيَّت
حرف معناست و براى ايجاد واسطه بين فعل و مفعول معه به كار مىرود تا همراهى مفعول معه را با فعل تأكيد نمايد. فقط حرف «واو» براى معيّت به كار مىرود، و آن را «واو معيّت» ناميدهاند. سرت و الجبل.
حرف مُفاجات
حرف معناست و بر حدوث ناگهانى و غير منتظرۀ چيزى دلالت مىكند. حروف مفاجات دو حرف است:
١. «إذ»: بينما أنا أكتب إذ دخل علىّ زائر.
٢. «إذا»: خرجت فإذا الأسد بالباب.
حرف موصول
حرف معناست، بر چيز معيّنى دلالت مىكند و به دنبال آن صلهاى براى توضيح مىآيد. ادات موصول دوتاست: