فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٨
درمىآيند و مبتدا و خبر را، به عنوان دو مفعول خود، منصوب مىسازند: ظننت المدينة قريبة.
افعال قلوب، سه قسم است:
١. افعالى كه معناى برترى مىدهند: جعل، حجا، حسب، خال، زعم، ظنّ، عدّ، هب.
٢. افعالى كه معناى يقين مىدهند: ألفى، تعلّم، درى، رأى، علم، وجد.
٣. افعالى كه معناى دگرگونى مىدهند:
اتّخذ، تخذ، ترك، صيّر، غادر، وهب.
آنها را افعال قلوب ناميدهاند؛ زيرا غالبا در موارد شك و يقين به كار مىروند و اين دو، متعلّق به قلب است.
أَخوات كادَ
افعال ناقص و از خانوادۀ نواسخاند، بر سر جملۀ اسميه درمىآيند، مبتدا را به عنوان اسم خود، مرفوع مىكنند و خبر را به عنوان خبر خود، منصوب مىسازند. خبر اين افعال، فعل مضارع است، پس از آنها مىآيد و ضميرى را كه به اسم آنها بازمىگردد مرفوع مىكند.
همۀ اين افعال، جامد هستند؛ زيرا همواره به شكل ماضى مىآيند؛ به جز «أوشك» و «كاد». «اخوات كاد» سه دستهاند:
١. افعال مقاربه: أوشك، كرب، كاد.
٢. افعال رجاء: اخلولق، حرى، عسى.
٣. افعال شروع: ابتدأ، أخذ، أقبل، انبرى، أنشأ، جعل، شرع، طفق، علق، قام، هبّ.
أَخوات كانَ
افعال ناقص و از خانوادۀ نواسخاند، بر سر جملۀ اسميه درآمده، مبتدا را به عنوان اسم خود، مرفوع مىكنند و خبر را به عنوان خبر خود منصوب مىسازند. «كان» و اخوات آن سه دستهاند:
١. فعلهايى كه به صورت كامل صرف مىشوند: أصبح، أضحى، أمسى، بات، صار، ظلّ، كان.
٢. فعلهايى كه به صورت ناقص صرف مىشوند: ما انفكّ، ما برح، ما زال، ما فتىء.
٣. فعلهايى كه اصلا صرف نمىشوند:
ليس، ما دام.
اين افعال به «اخوات كان» مىپيوندند: ارتدّ، استحال، آض، انقلب، تبدّل، تحوّل، حار، راح، رجع، عاد، غدا.
أَخوات ما
حروف نفى، مشبّهة به «ليس» و از خانوادۀ نواسخاند، بر سر جملۀ اسميه درآمده، مبتدا را به عنوان اسم خود، مرفوع مىكنند و خبر را به عنوان خبر خود، منصوب مىسازند. تعداد آنها چهار حرف است: إن، ما، لا، لات. عربان دربارۀ اين حروف، اختلاف نظر دارند؛ در نظر اهل حجاز اين حروف، عمل مىكنند و در نظر بنى تميم، مهملاند.