فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٣١
عنوان خبر خود، منصوب مىسازد: أحسن ما دمت حيّا. بايد «ما» ى مصدرى ظرفيه، لفظا، بر آن مقدّم شود و تنها همين يك صيغه را دارد و صرف نمىشود.
٢. در صورتى كه معناى صيرورت نداشته باشد، فعل تامّ است: ما دام الزّائر فى البيت؛ يدوم الصّيف أربعة أشهر.
٣. «اخوات كان» كه هرگز صرف نمىشوند عبارتاند از: ليس و مادام.
ماذا
اسم مركّب و بر حسب موقعيّتش در جمله، مبنى بر سكون است.
١. ماذا التّخاذل؟ «ما»، اسم استفهام و خبر مقدّم است و «ذا»، اسم اشاره و مبتداست.
٢. ماذا فعلت؟ «ما»، اسم استفهام و مبتدا و «ذا»، اسم موصول و خبر است.
٣. ماذا تحبّ؟ «ماذا»، مفعول به مقدّم است.
ما زالَ
١. فعل ماضى ناقص از «اخوات كان» است و بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد؛ مبتدا را، به عنوان اسم خود، مرفوع مىكند و خبر را، به عنوان خبر خود، منصوب مىسازد: ما زال العدوّ ناقما. بايد نفى، لفظا، بر آن مقدّم شود، تنها ماضى و مضارع آن صرف مىشود و مضارع آن «يزال» است.
٢. در صورتى كه معناى صيرورت نداشته باشد، فعل تامّ است: زال التّاجر بضاعته زيلا.
٣. «اخوات كان» كه ناقص صرف مىشوند، عبارتاند از: ما انفكّ، ما برح، ما زال، ما فتىء.
ماضى اكمل (بعيد)
كارى است كه در زمان گذشتۀ غير معيّن، قبل از عمل انجام شدۀ ديگر، انجام شده باشد و پيش از آن «كان» مىآيد: كنت قد كتبت الرّسالة.
ماضى سابق
كارى است كه در گذشته، پس از وقوع كارى ديگر، انجام شده باشد: علت الصّيحة بعد أن لفظ المريض أنفاسه.
ماضى كامل (ساده)
كارى است كه بدون هيچگونه ارتباط با عمل ديگرى، روى داده باشد: برئ المريض.
ماضى ناقص (استمرارى)
كارى است كه همراه عمل ديگرى روى داده باشد. به عبارت ديگر، مضارعى است كه «كان» بر آن مقدّم شود: كنت أكتب لمّا دخل.
ما فَتِىءَ
١. فعل ماضى ناقص از «اخوات كان» است و بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد؛ مبتدا را، به عنوان اسم خود، مرفوع مىكند و خبر را، به عنوان خبر خود، منصوب مىسازد: ما فتىء