فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٦٦
عاقل است. در اين حالتها مىآيد:
١. اسم علم مركّب غير عاقل: بيت لحم، بعلبكّ.
٢. اسم اشاره: تلك، براى عاقل و غير عاقل.
٣. اسم استفهام: أىّ براى عاقل و غير عاقل؛ ما، ماذا براى غير عاقل.
٤. اسم شرط: أىّ براى عاقل و غير عاقل؛ مهما براى غير عاقل؛ ما براى غير عاقل.
٥. اسم موصول: موصول خاصّ مفرد و مثنى براى عاقل و غير عاقل؛ الّتى براى جمع غير عاقل؛ ما براى غير عاقل؛ ذا براى عاقل و غير عاقل؛ أىّ براى عاقل و غير عاقل؛ أل براى عاقل و غير عاقل.
غير عامل
١. حرف معناست و عمل اعرابى ندارد؛ يعنى تغييرى در آخر اسم يا فعل ايجاد نمىكند و عاطل نيز ناميده مىشود. حروف غير عامل ٢٨ حرف است كه عبارتاند از: أجل، إذ، إذا، إذا، أل، أما، أمّا، إمّا، إى، بلى، جلل، جير، سين، سوف، قد، كلاّ، لو، لوما، ميم، نون، نّ، نعم، هاء، هل، هلاّ، ها، الف، ياء.
٢. فعل «مكفوف» است و به سبب اتّصال به ادات كافّه، عمل رفع و غير آن را انجام نمىدهد؛ و نيز فعل جامدى است به صيغۀ ماضى كه «ماى» زايد، آن را از طلب فاعل باز مىدارد. شمار افعال مكفوف، اندك است و پس از آنها فقط فعل مىآيد: شدّما، طالما، قصرما، قلّما.
غير كلامى
جمله، كلام مركّب مفيد نيز ناميده مىشود، و تركيب، پيوستن كلمهاى به يك كلمه يا بيشتر است و دو نوع دارد:
١. تركيب كلامى، به كلام مفيد و جمله گويند: العلم كنز، انتصر القائد.
٢. تركيب غير كلامى، عبارت است از:
آنچه كه در حكم مفرد است: عبد اللّه. الحيوان النّاطق.
غير مؤكّد
فعل دو قسم است: مؤكّد و غير مؤكّد.
١. فعل مؤكّد، «نون» تأكيد ثقيله يا خفيفه به آن ملحق مىشود: هل تذهبنّ؟ هل تذهبن؟
٢. فعل غير مؤكّد، «نون» تأكيد به آن اضافه نمىشود: هل تذهب؟
غير متصرّف
اسم، به خودى خود، بر معنايى دلالت مىكند كه آن معنا همراه با زمان نيست. اسم دو نوع است:
١. متصرّف؛ تثنيه، جمع، مصغّر و منسوب مىآيد: مدينة، مدنىّ...
٢. غير متصرّف؛ همواره يك حالت دارد، مثل: أين. ازاينرو، گفته مىشود: أين الرّجل و أين المرأة؛ يعنى با مذكّر، مؤنّث، مثنّى و جمع، به يك صورت مىآيد.