فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٢٣
لا يَكونُ
ادات استثناء و ملحق به اخوات «الاّ» است.
١. كاربرد آن براى استثناء، بسيار اندك است.
٢. هرچه را استثناء كند، خبر «لا يكون» و منصوب است: جاء القوم لا يكون زيدا.
«لا» ى مشبهه به ليس
«لا» ى نفى، از اخوات «ما» است، بر سر جملۀ اسميه درمىآيد، مبتدا را، به عنوان اسم خود، مرفوع مىكند و خبر را، به عنوان خبر خود، منصوب مىسازد: لا تلميذ مجتهدا. با سه شرط عمل مىكند:
١. خبر و معمول «لا» بر اسم آن مقدّم نشود: لا مجتهد تلميذ.
٢. خبر آن با «الاّ» نقض نشود: لا تلميذ إلاّ مجتهد.
٣. اسم و خبر آن نكره باشد: لا سمير مجتهد.
^ جايز است كه خبر «لا» حذف شود و اين مطلب در كلام اهل بلاغت، فراوان ديده مىشود: لا بأس؛ كه تقدير آن «لا بأس عليك» است. اگر با «لكن» و «بل»، چيزى به خبر آن عطف شود، رفع معطوف واجب است: لا رجل مقيما و لكن راحل؛ و اگر عطف با غير اين دو باشد، نصب معطوف واجب است: لا رجل قنوعا و زاهدا.
«لا» ى نفى جنس
نفى جنس ناميده مىشود؛ زيرا خبر را از تمام افراد جنس نفى مىكند: لا رجل فى الدّار، و گفته نمىشود: بل رجلان. بر سر جملۀ اسميه درمىآيد، مبتدا را، به عنوان اسم خود، منصوب مىكند و خبر را، به عنوان خبر خود، مرفوع مىسازد: لا مصباح مكسور. براى عمل كردن آن، اين شروط لازم است:
١. تصريح در نفى جنس داشته باشد: لا رجل مسافر.
٢. اسم و خبر آن نكره باشند: لا زيد في الدّار.
٣. بين «لا» و اسم آن فاصلهاى ايجاد نشود. گفته نمىشود: لا في الدّار رجل.
٤. خبر «لا» بر آن مقدّم نشود. گفته نمىشود: عندنا لا رجل مقيم.
٥. حرف جرّى بر سر آن درنيايد: سرت بلا سلاح، كه در اين صورت، عمل نمىكند.
^ اگر خبر «لا» معلوم و مشخص باشد، در بسيارى از موارد، حذف مىشود: لا بأس - عليك؛ لا اله - موجود - إلا الله.
«لا» ى نفى جنس - تكرار آن
هرگاه «لا» تكرار شود، مىتواند يكى از حالتهاى زير باشد.
١. اوّلى نفى جنس و دومى نيز نفى جنس:
لا غالب و لا مغلوب.
٢. اوّلى نفى جنس و دومى شبيه به