فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٨٢
٣. حرف ظرف: خرج من الصّفّ.
منادا
مخاطبى است كه فراخوانده مىشود يا آگاه مىگردد تا به آنچه متكلّم مىخواهد گوش فرادهد: يا رجلا. عبارت ندا، جملۀ فعليه محسوب مىشود و منادا مفعول به براى فعلى است كه وجوبا حذف شده است. منادا، لفظا و محلاّ منصوب است.
مناداى شبه مضاف
مناداى منصوب است و اسمى كه پس از آن مىآيد، بر حسب موقعيّتش در جمله، اعراب مىگيرد: يا حسنا وجهه - فاعل؛ يا محرزا مجدا - مفعول به؛ يا راغبا فى العلم - مجرور.
مناداى مرخّم
مرخّم، همان مناداى علم يا نكرۀ مقصوده است كه آخر آن براى آسانى تلفّظ، حذف شده است: يا عام - عامر. مناداى مرخّم دو نوع است:
١. مختوم به «تاء» تأنيث و ترخيم آن همواره صحيح است: يا هب - هبة؛ يا ثق - ثقة.
٢. غير مختوم به «تاء تانيث»، و شرط آن اين است كه علم و غير مضاف باشد و بيشتر از سه حرف داشته باشد: يا سال - سالم.
مناداى مضاف
مناداى منصوب است و اسمى كه پس از آن مىآيد، بر حسب موقعيّتش در جمله، اعراب مىگيرد: يا مصباح العلم، يا مصباحى العلم، يا مصابيح العلم.
مناداى مضاف به ياء متكلّم
احكام آن:
١. اگر حرف آخر آن صحيح باشد، شش وجه در آن جايز است: يا سيّد، سيّدى، سيّدا، سيّدى، سيّد، سيّديا.
٢. در صورتى كه آخر آن معتلّ باشد، تنها يك وجه دارد: يا مولاى، يا قاضىّ.
٣. اگر وصف باشد؛ يعنى اسم فاعل يا اسم مفعول يا صفت مشبّهه باشد، «ياء» آن بايد باقى بماند: يا مكرمى، يا مكرمىّ.
٤. در «أب» و «أم» جايز است كه حكم منادايى جارى شود كه آخر آن صحيح است، و نيز جايز است كه «ياء» آن به «تاء» يا «هاء» تبديل شود: يا أبت، يا أبتا، يا أبه.
مناداى مفرد
مناداى مفرد حقيقى، شامل مذكّر و مؤنّث، مثنّى و جمع، و نيز اسم علم و معرفه و نكره مىشود: يا يوسف، يا هذا. نكره به دو دسته تقسيم مىشود:
١. نكرۀ مقصوده: ابهام آن به سبب ندا از بين مىرود و معرفه مىشود و بر اثر ندا بر يك فرد معيّن مقصود دلالت مىكند. نكرۀ