فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٩٢
ضربتان.
نايب فاعل و مفعول به
در صورتى كه فاعل حذف شود:
١. اگر در جمله مفعول به، وجود داشته باشد، همان، نايب فاعل مىشود: يرسم المهندس البيت؛ يرسم البيت.
٢. در صورتى كه فعل، متعدّى به يك مفعول باشد، اين مفعول، جانشين فاعل و مرفوع مىشود و به آن نايب فاعل مىگويند؛ فعل نيز به صيغۀ مجهول تبديل مىشود: تردّ الغيوم شعاع الشّمس؛ يردّ شعاع الشّمس.
٣. اگر فعل، متعدّى به بيش از يك مفعول باشد، مفعول اوّل، نايب فاعل و مرفوع مىشود و مفعول پس از آن بر نصب خود باقى مىماند:
نبّأت الطّيّار الجوّ مناسبا؛ نبّئ الطّيّار الجوّ مناسبا.
نايب مفعول مطلق
اين موارد، جانشين مفعول مطلق مىشوند:
١. مترادف و هم معناى آن: قمت وقوفا.
٢. نوع مصدر: قعد القرفصاء.
٣. اسم مصدر: اعطيتك عطاء.
٤. عدد مصدر: ضربته ثلاث ضربات.
٥. وقت مصدر: لم يعش ساعة الألم.
٦. صفت مصدر: تكلّمت أحسن الكلام.
٧. «كلّ» و «بعض»؛ هرگاه به مصدر اضافه شوند: أحببته بعض الحبّ.
٨. اسم اشاره: سأعبّر ذلك التّعبير.
٩. ضميرى كه به مفعول مطلق بازگردد:
اجتهدت اجتهادا لم يجتهده غيري.
١٠. ابزار مخصوص فعل: ضربت اللّصّ سوطا.
١١. «ما» و «اىّ»، در معناى استفهام: ما فعلت؟
١٢. «ما»، «اىّ» و «مهما»، در معناى شرط:
مهما تفعل أفعل.
نَبَّأَ
١. فعل متعدّى سه مفعولى است و پس از گرفتن فاعل و مفعول نخست خود، بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد و مبتدا و خبر را، به عنوان دو مفعول ديگر خود، منصوب مىكند:
نبّأت الطّيّار الجوّ مناسبا للطّيران.
٢. غالبا مجهول مىآيد؛ به گونهاى كه مفعول اوّل، نايب فاعل و مرفوع مىشود و جمله، منصوب باقى مىماند: نبّئ الطّيّار الجوّ مناسبا.
٣. فعلهايى كه سه مفعول را منصوب مىكنند عبارتاند از: أرى، أعلم، أنبأ، حدّث، خبّر، نبّأ. اين افعال، «اخوات أرى» ناميده مىشوند.
نَحْت
ساختن كلمهاى مركّب است با آميختن دو كلمه يا بيشتر؛ به گونهاى كه برخى از حروف هر كلمه ساقط شود. البته اين امر، بستگى به مناسبت لفظى و معنايى بين كلمۀ مأخوذ و