فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٠٦
هدف از اين دانش صيانت گوينده و نويسنده از خطا در ساخت كلام و جمله، بر اساس سخن سرۀ عربى است. اين قواعد دو قسم است:
١. صرف؛ از صيغهها و دگرگونى كلمه به صورتهاى مختلف بر حسب معناى مورد نظر بحث مىكند.
٢. نحو؛ از حالات آخر كلمات از نظر اعراب و بناء، و نيز جايگاه مفردات در جمله بحث مىكند.
قَوْسان ()
يكى از نشانههاى نقطهگذارى است و در دو طرف ارقام مىآيد و گاه براى حصر به كار گرفته مىشود: جاء ثمانى (٨) نساء.
قَوْل
قول، لفظى است كه بر زبان آيد؛ خواه لفظ مفرد باشد يا مركّب، و تركيب آن مفيد باشد يا غير مفيد. قول، شامل اين موارد است:
١. كلمه؛ واحد لفظى كوتاهى است كه بر معنايى دلالت كند: أجل، منزل، ذهب.
٢. كلم؛ از سه كلمه يا بيشتر تركيب شده است؛ خواه داراى معناى مفيدى باشد يا نباشد: ان تكثر الصّناعات...
٣. كلام يا جمله؛ از دو كلمه يا بيشتر تركيب شده و داراى معناى مفيد است: أقبل الضّيف، الجندىّ شجاع.
قياسى
هر آنچه داراى ضابطه باشد، قياسى است ضابطه، حكم كلّىاى است كه بر جزئيات خود منطبق باشد. اهل عربيّت در تفسير قياسى، دو نظريه دارند. برخى بر آناند كه قياسى، ضابطه و قانونى كلّى دارد كه همۀ افراد خود را در بر مىگيرد و برخى ديگر معتقدند كه آن ضابطه، بيشتر افراد خود و نه تمام آنها را دربر مىگيرد، و اين نظريه درستتر است. مهمترين اوزان قياسى به عنوان مثال، و نه حصر، عبارتاند از:
١. تمامى مصدرها به جز برخى از مصدرهاى ثلاثى مجرّد: زكام، زراعة.
٢. اسمهاى مشتق، مانند اسم فاعل و اسم مفعول: شاكر، مظلوم.
٣. جمع سالم: فلاّحون، مريمات.
٤. جمع مكسّر اسمها و صفات: أعناق، كرماء.
٥. فعل ثلاثى مجرّد: كتب، جلس.
٦. فعل رباعى مجرّد: دحرج، زلزل.