فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٨٠
١. حرف تفسيرى است كه پس از قول قرار مىگيرد (مقول قول)، بدون اينكه حرف جرّ به آن ملحق شود: كتبت اليه أن حارب.
٢. حرف تأكيد مخفّف از «أنّ» است: علمت أن قد يرجع.
٣. حرف زايدى است كه پس از «لمّا» و ميان قسم و «لو» مىآيد: لمّا أن جاء فرحت.
٤. حرف مصدرى است و فعل مضارع را منصوب مىكند: أريد أن أتعلّم.
أَنا
ضمير بارز منفصل، ويژۀ متكلّم مذكّر و مؤنّث مفرد است، مبنى بر سكون و محلاّ مرفوع است:
١. مبتداست: أنا ذاهب.
٢. پس از «الاّ» و نفى، فاعل يا نايب فاعل است: ما ذهب الاّ أنا.
٣. تابع فاعلى است كه ضمير متّصل باشد:
ذهبت أنا.
أنبأ
١. فعل متعدّى سه مفعولى است، پس از گرفتن فاعل و مفعول نخست خود، بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد و مبتدا و خبر را، به عنوان دو مفعول ديگر خود، منصوب مىكند:
أنبأت المعلّم زيدا ناجحا.
٢. غالبا مجهول مىآيد؛ به گونهاى كه مفعول اوّل به عنوان نايب فاعل، مرفوع مىشود و جملۀ اسميّه منصوب باقى مىماند:
أنبىء المعلّم زيدا ناجحا.
٣. فعلهايى كه سه مفعول را منصوب مىكنند عبارتاند: أخبر، أرى، أعلم، أنبأ، حدّث، خبّر، نبّأ. اين فعلها «اخوات أرى» ناميده مىشوند.
إنْبَرَى
١. فعل ماضى ناقص از «اخوات كاد» است، معناى شروع كردن مىدهد و بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد؛ مبتدا را، به عنوان اسم خود، مرفوع مىكند و خبر را، به عنوان خبر خود، منصوب مىسازد: انبرى المعلّم يشرح الدّرس. خبر آن، فعل مضارعى است كه پس از آن مىآيد و ضميرى را كه به اسم آن باز مىگردد مرفوع مىكند.
٢. اگر به معناى شروع كردن نباشد، فعل تامّ است: انبرى القلم. مشتقات اين فعل ماضى، از «اخوات كاد» به شمار نمىآيند.
٣. افعال شروع عبارتاند از: ابتدأ، أخذ، أقبل، انبرى، أنشأ، جعل، شرع، طفق، علق، قام، هبّ، و همۀ اين افعال جامدند.
أنْتَ
ضمير بارز منفصل، ويژۀ مخاطب مذكّر مفرد، مبنى بر فتحه و محلاّ مرفوع است.
١. مبتداست: أنت شجاع.
٢. پس از «الاّ» و نفى، فاعل يا نايب فاعل