فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٠١
تامّ
فعلى است كه با نسبت اسنادى با فاعل خود مرتبط مىشود و معناى مورد نظر را، خواه لازم باشد يا متعدّى، با آن كامل مىكند:
مات فلان.
تانِ
اسم اشاره براى مثنّاى مؤنّث نزديك است و براى عاقل و غير عاقل به كار مىرود. در محلّ رفع، مبنى بر «الف» و در محل نصب و جرّ، مبنى بر «ياء» است: جاءت تان الامرأتان. جات تان السيّارتان.
تانِكَ
اسم اشاره براى مثنّاى مؤنّث متوسّط است، و براى عاقل و غير عاقل به كار مىرود.
در محلّ رفع، مبنى بر «الف» و در محلّ نصب و جرّ، مبنى بر «ياء» است: عادت تانك الطّالبتان.
ذهبت تانك السّيّارتان.
تانِّكَ
اسم اشاره براى مثنّاى مؤنّث دور است، و براى عاقل و غير عاقل به كار مىرود. در محلّ رفع، مبنى بر «الف» و در محلّ نصب و جرّ، مبنى بر «ياء» است: عادت تانّك الطّالبتان. ذهبت تانّك السّيّارتان.
تأكيد
يكى از معانى اين حروف است: امّا، أن، إنّ، باء، على، كاف، نون، نّ، و براى تأكيد و پافشارى بر قصد و مراد و تحكيم عهد و پيمان مىآيد:
أمّا زيد فشجاع. علمت أن قد يرجع؛ «أن» - در اين جا - مخفّف «أنّ» است. إنّ الطّقس جميل. ما كان ربّك بظالم. حقيقة عَلى أَنْ لا أَقُولَ عَلَى اَللّهِ إِلاَّ اَلْحَقَّ .
(لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ) . اذهبن. اذهبنّ.
تأكيد
تابعى است كه اثبات مىكند معناى متبوع آن حقيقى است و در آن مبالغه و مجاز، راه ندارد. هدف از تأكيد از ميان بردن احتمالهاى نادرست - كه مورد نظر نيست - از متبوع آن، و متمركز كردن فهم در يك معناست. تأكيد دو نوع است:
١. لفظى، كه تكرار همان لفظ پيشين يا مترادف آن است: الشّمس الشّمس أمّ الأرض. فاز انتصر الجيش.
٢. معنوى، كه با به كار بردن الفاظ مشخّص مضاف به ضمير مؤكّد انجام مىشود: جاء الرّجل عينه. جاء الرّجلان كلاهما.
تأكيد شمول
بخشى از تأكيد معنوى است و توهمّ اراده نكردن شمول را برطرف مىكند. الفاظ آن عبارتاند از:
١. «كلا»، «كلتا»، كه مثنّى را تأكيد مىكنند.