فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٤١
بودن آن كلمه است:
١. علامت اوّل: جرّ.
٢. علامت دوم: تنوين.
٣. علامت سوم: ندا.
٤. علامت چهارم: ال معرفة.
٥. علامت پنجم: اسناد.
متمكِّن غير امكن
اسم معرب غير منصرف است. معرب است؛ زيرا آخر آن، با تغيير موقعيّت آن در جمله و به سبب تغيير عوامل، تغيير مىكند.
غير منصرف است؛ زيرا كسره و تنوين نمىگيرد؛ بلكه به ضمّه و فتحه اكتفا مىكند.
اسمهاى غيرمنصرف، منحصرند در:
١. علم مفرد (با شروطى): عثمان.
٢. صفت مفرد (با شروطى): سكران.
٣. منتهى الجموع: أكارم.
٤. مؤنّث مقصور يا ممدود: حبلى، صحراء.
٥. اسم غير منصرف در صورت اضافه شدن و يا گرفتن «أل» كسره مىگيرد: مررت بأفضل العلماء.
متنازع فيه
تنازع عبارت است از: روى آوردن دو عامل به يك معمول؛ به گونهاى كه معمول پس از عامل نخست حذف شود و پس از عامل دوم آشكار گردد: نبّهت و نصحت زيدا؛ «زيد» متنازع فيه و مفعول به فعل «نصحت» است.
حكم دو عامل اين است كه هر دو، فعل متصرّف يا دو اسم باشند كه در تصريف، شبيه آن دو فعلاند. وضعيت دو عامل و اعراب متنازع فيه، چنين است:
١. دو عامل در طلب معمول اتّفاق دارند:
(١) معمول، فاعل آنهاست: قام و قعد أخواك، قاما و قعد أخواك. (٢) معمول، مفعول به آنهاست: نبّهت و نصحت زيدا. (٣) معمول، مجرور به آنهاست: إستنرت و ارتشدت بعلمك.
٢. دو عامل در طلب معمول اختلاف دارند: (١) هجوت و مدحني سمير. فاعل.
(٢) سلّمت و سلّم علىّ الشاعران - فاعل.
(٣) هجوا و مدحت الشاعرين - مفعول به.
(٤) حادثت فأفادني زيدا - مفعول به.
٣. دو عامل در يك ضمير عمل مىكنند:
(١) انّما تاجر و نجح هو - فاعل. (٢) ما أحببت و عاشرت إلاّ إيّاك. مفعول به. (٣) ما تعزّزت و تمتّعت إلاّ بك - مجرور.
٤. دو عامل اسمهاى شبيه فعلاند: أو متقن و حاذق أخوك مهنته - فاعل.
متوجَّع منه
ندبه، عبارت است از: نداى آنچه فاجعهاى بر آن وارد شده يا از چيزى به درد آمده باشد: وا مصطفاه، وا كبداه. مندوب دو نوع است:
١. متوجّع منه؛ موضعى است كه درد بر آن