فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٣٧
جبلان، جبال، جبيل، جبلىّ. اسم متصرّف دو نوع است: جامد و مشتق.
٢. فعل متصرّف با توجّه به ضميرى كه به آن اسناد داده مىشود و نيز به زمان آن، تغيير مىپذيرد: هو ضرب، هما ضربا. فعل متصرّف دو نوع است: متصرّف تامّ و متصرّف ناقص.
٣. ظرف مبنى دو نوع است: (١) متصرّف، به عنوان ظرف و غير ظرف به كار مىرود: أمس، حيث. (٢) غير متصرّف، فقط به عنوان ظرف به كار مىرود: لدن، أنّى.
متصرف تامّ
فعل دو قسم است: متصرّف و جامد. تغيير شكل فعل متصرّف به ضميرى كه به آن اسناد داده مىشود و نيز به زمان آن، بستگى دارد.
هو ضرب، هما ضربا...
فعل متصرّف دو قسم است:
١. متصرّف تامّ، آن است كه ماضى، مضارع و امر دارد. تمامى افعال، جز اندكى از آنها، متصرّفاند.
٢. متصرّف غير تامّ، يا متصرّف ناقص.
متصرّف غير تامّ
فعل متصرّف دو قسم است:
١. متصرّف تامّ: ضرب، ضربا، ضربوا...
٢. متصرّف غير تامّ يا متصرّف ناقص، آن است كه ماضى و مضارع دارد: ما انفكّ، ما زال...
اين افعال از «اخوات كان» به شمار مىآيند.
مُتَّصل
ضميرى است كه در آخر كلمه مىآيد و جزئى از آن است.
١. ضمير متّصل در محلّ رفع: «تاء» «نون»، «نا»، «واو»، «الف»، و «ياء» مخاطب: فعلت، تفعلن، فعلنا، يفعلون، يفعلان، افعلي.
٢. ضمير متّصل در محلّ نصب و جرّ:
«كاف» خطاب، «نا»، «هاء»، غايب، «ياء» متكلّم: والدك، والدنا، والده، والدي.
متعجَّبٌ منه
تعجّب دو صيغه دارد: ما أفعله، افعل به، كه دو فعل جامدند و هيچگاه از صيغۀ مفرد تغيير نمىكند: ما أجمل الوردة!، أكرم بها أرضا!
١. متعجّب منه بايد معرفه باشد: ما أجمل القمر، و هنگامى كه كلام بدون آن واضح باشد مىتواند حذف شود: (أَسْمِعْ بِهِمْ وَ أَبْصِرْ).
٢. يا نكرۀ مختص باشد: ما أسعد رجلا يخاف اللّه! گفته نمىشود: ما اسعد رجلا؛ زيرا اين سخن، فايدهاى ندارد.
٣. گاهى وزن «فعل» براى ساختن تعجّب به كار مىرود: حسن زيد، ما أحسنه - جهل بعمر! - ما أجهله.
متعدّى
فعل متعدّى، فعلى است كه از فاعل تجاوز مىكند و براى تكميل معناى خود مفعول به را