فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٠٧
طمع و دلسوزى، به كار مىرود: علّ الغائب عائد. لعلّ الصّديق قادم.
ترخيم
حذف آخر منادا، به روشى معيّن، با انگيزهاى بلاغى است: يا عام (عامر).
١. روش ترخيم، يكى از روشهاى نداست و از دو ركن اساسى تشكيل شده است كه حذف آن دو جايز نيست:
حرف ندا و مرخّم: (١) حرف نداى «يا»، فقط بر سر مناداى مرخّم درمىآيد. (٢) مرخّم عبارت است از: مناداى علم يا نكرۀ مقصوده كه حذف آخر براى آسان كردن تلّفظ انجام مىشود.
٢. اعراب مرخّم: منادا، مبنى بر ضمّ و به سبب فعل نداى محذوف، محلاّ منصوب است. براى نوشتن آن پس از ترخيم، دو روش وجود دارد: (١) مرخّم بر حركت حرف آخر، باقى بماند: يا عبل (عبلة)، يا جعف (جعفر). (٢) با آن مانند مناداى طبيعى رفتار شود: يا عبل، يا جعف.
٣. مناداى مرخّم، دو نوع است: (١) با «تاء» تأنيث پايان مىپذيرد كه همواره ترخيم آن صحيح است: يا ثق (ثقة). (٢) با «تاء» تأنيث پايان نمىپذيرد، و شرطش اين است كه علم غير مضاف باشد و بيش از سه حرف داشته باشد: يا سال (سالم).
٤. گاهى ترخيم براى غير منادا نيز واقع مىشود، و آن در صورتى است كه اسم صلاحيت ندا داشته باشد، كه در اين حال، ترخيم براى ضرورت شعرى و تصغير است.
تَرَكَ
١. فعل متعدّى دو مفعولى و از افعال قلوب و بيانگر معناى گردانيدن و تغيير است. پس از گرفتن فاعل خود، بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد و مبتدا و خبر را، به عنوان دو مفعول خود، منصوب مىكند: ترك الزّلزال القرية حطاما.
٢. اگر به معناى گردانيدن و تغيير نباشد، به يك مفعول، متعدّى مىشود: تركت العلم لأهله.
٣. فعلهاى تحويل عبارتاند از: اتّخذ، تخذ، ترك، صيّر، غادر، وهب. اين افعال، «اخوات ظنّ» ناميده مىشوند.
تركيب
جمله، كلام مركّب مفيد نيز ناميده مىشود، و تركيب عبارت است از پيوستن يك كلمه به كلمهاى يا بيشتر.
تركيب دو نوع است:
١. تركيب كلامى؛ همان كلام مفيد، يعنى جمله است: العلم كنر، انتصر القائد.
٢. تركيب غير كلامى؛ به آنچه كه در حكم مفرد است مىگويند: عبد اللّه، الحيوان النّاطق.