فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٦٠
مشغول به
اشتغال، دو عامل را بر يك معمول مسلّط مىكند؛ به نحوى كه عامل اوّل پيش از اسم ظاهر حذف مىشود و خود به عنوان عامل دوم، پيش از ضميرى كه به آن اسم باز مىگردد، تكرار مىشود: هل سميرا ضربته؟ مشغول به، معمول دوم؛ يعنى ضميرى است كه به اسم مفرد بازمىگردد، و مفعول به فعل ظاهر است.
مشغول عنه
اشتغال، دو عامل را بر يك معمول مسلّط مىكند؛ به نحوى كه عامل اوّل پيش از اسم ظاهر حذف مىشود و خود به عنوان عامل دوم، پيش از ضميرى كه به آن اسم باز مىگردد، تكرار مىشود: هل سميرا ضربته؟ مشغول عنه، معمول اوّل است؛ يعنى اسمى است كه پيش از فعل ظاهر قرار دارد و مفعول به فعل محذوف است.
مشغول عنه - شروط رفع آن
مشغول عنه، در اين موارد، مرفوع مىشود:
١. هنگامى كه ابتداء به آن، جايز باشد:
سمير رأيته.
٢. هرگاه پس از چيزى قرار گيرد كه مخصوص ابتداء است، يا پيش از ادوات صدارت طلب بيايد: (١) پس از «اذا» ى فجائيه : جئت فإذا الولد يوبّخه أبوه. (٢) پس از «واو» حال: سافرت و الشّعب ينهاه الخطيب عن الحرب. (٣) پيش از ادوات شرط: الصّديق إن زرته يكرمك. (٤) پيش از ادوات استفهام: العلم هل أتقنته؟ (٥) پيش از ادوات موصول: زيد الّذي ضربته. (٦) پيش از «لام» ابتداء: الأستاذ لأنا مكرمه. (٧) پيش از «كم» خبرى: الفقير كم أعطيته! (٨) پيش از حروف تحضيض: أبوك هلاّ احترمته. (٩) پيش از حروف مشبهة بالفعل: الكسلان إنّي عاقبته.
مشغول عنه - شروط نصب آن
مشغول عنه، در اين موارد، منصوب مىشود:
١. هرگاه پس از ادوات مختصّ به فعل، قرار گيرد: (١) پس از ادوات شرط: إن العلم خدمته نفعك. (٢) پس از ادوات استفهام: هل الخبر عرفته؟ (٣) پس از حروف عرض: ألا زيدا تكرمه. (٤) پس از حروف تحضيض: هلاّ الشّرّ تجنّبته. (٥) پس از حروف نفى: ما الدّرس أبغضه.
٢. هرگاه مشغول عنه، پيش از فعل طلب قرار گيرد: (١) فعل امر: أباك أكرمه. (٢) فعل نهى: الشّرّ لا تقربه؟ (٣) فعل دعا: اللّهمّ أمرنا يسّره.
٣. هرگاه مشغول عنه، جواب منصوب قرار گيرد: من هنّأت؟ - سعيدا هنّأته».
مصدر