فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٨٣
باشد ساخته مىشود. بنابراين، گفته نمىشود:
علمت المسألة فانعلمت؛ زيرا علم از چيزهايى است كه به باطن بستگى دارد و اثرش محسوس نيست.
٤. اين وزن در بيشتر موارد، از افعالى كه فاء الفعل آنها «لام» يا «راء» يا «واو» يا «نون» يا «ميم» باشد، ساخته نمىشود و به جاى آن وزن «افتعل» به كار مىرود: لويته فالتوى.
اِنْفيال
وزن مصدر قياسى براى افعال ثلاثى مزيد است كه فعل ماضى مزيد آن «انفعل» و عين الفعل آن «الف» است. در نتيجه ماضى آن به صورت «انفال» درمىآيد: انقاد، انقيادا، انحاز انحيازا.
انْقَلَبَ
١. فعل ماضى ناقص از ملحقات «اخوات كان» است و بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد؛ مبتدا را به عنوان اسم خود، مرفوع مىكند و خبر را، به عنوان خبر خود، منصوب مىسازد:
انقلب الحرير منديلا.
٢. اگر معناى صيرورت ندهد، فعل تامّ است: انقلب الوضع العسكريّ.
٣. فعلهاى ملحق به «اخوات كان» عبارتاند از: ارتدّ، استحال، آض، انقلب، تبدّل، تحوّل، حار، راح، رجع، عاد، غدا. هرچه از اين فعلها مشتق شود، مانند ماضى آنها عمل مىكند؛ يعنى اسم را مرفوع و خبر را منصوب مىسازد.
إنّ و أخوات آن
حروف معانى و مشبّهة بالفعل، جزو نواسخاند و بر سر جمله اسميّه درمىآيند، مبتدا را به عنوان اسم خود، منصوب مىكنند و خبر را، به عنوان خبر خود، مرفوع مىسازند:
إنّ زيدا شجاع.
١. حروف مشبهه بالفعل پنج حرفاند: إنّ به معناى تأكيد مىكنم؛ كأنّ به معناى تشبيه مىكنم؛ لكنّ به معناى استدراك مىكنم؛ ليت به معناى آرزو مىكنم؛ لعلّ به معناى اميدوارم.
٢. اين حروف همانند فعلاند؛ زيرا:
(١) مركّب از سه حرف يا بيشتر هستند.
(٢) آخر آنها مانند فعل ماضى، مفتوح است.
(٣) معناى فعل را دربردارند و همراه اسم مىآيند. (٤) «نون» وقايه بر آنها درمىآيد:
إنّني.
٣. خبر حروف مشبّهة بالفعل به صورتهاى زير مىآيد: (١) مفرد: ليت الإستبداد صريع. (٢) جملۀ اسميّه: إنّ الخيانة عاقبتها العار. (٣) جملۀ فعليّه: لعلّ المريض يشفى. (٤) متعلّق ظرف يا حرف جرّ: إنّ فوق يدك يدا.
٤. حكم معطوف بر اسم حروف مشبّهة بالفعل: (١) هرگاه پس از اسم - پيش از خبر يا پس از آن - قرار گيرد، (بنابر قول قوى) نصب آن واجب است: إنّ زيدا و سميرا قائمان. (٢) در