فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٩٨
صفات متعلّق به منعوت خود را آشكار مىسازد و در لفظ از ماقبل خود و در معنا از ما بعد خود تبعيّت مىكند: هذا ثوب ممزّقة أطرافه.
٣. نعت به اعتبار لفظ، به مشتق و مؤوّل به مشتق، تقسيم مىشود.
٤. اگر نعتها متعدّد باشند، ولى لفظ و معناى آنها يكى باشد، تثنيه مىآيند يا جمع بسته مىشوند: جاء زيد و سمير الشّاعران.
هرگاه معنا و لفظ آنها يكى نباشد، جدا و با عطف آورده مىشوند: جاءنى رجلان كاتب و شاعر.
٥. هيچگاه جايز نيست كه نعت بر منعوت، مقدّم شود. گاهى ايجاد فاصله بين آنها جايز است: هذا يوم لا حارّ و لا بارد. در صورتى كه قرينهاى بر وجود منعوت دلالت كند، حذف آن جايز است: مررت برجل راكبا صاهلا؛ يعنى فرسا.
٦. قطع نعت، آنگاه جايز است كه ذكر آن براى منعوت لازم نباشد؛ مثل نعتى كه در آن معناى ذمّ، مدح يا ترحّم باشد: الحمد للّه الحميد؛ «الحميد» خبر براى مبتداى محذوف، يا مفعول به فعل محذوف است.
نعت حقيقى
نعتى است كه صفات منعوت خود را آشكار مىسازد و در لفظ و معنا از ماقبل خود تبعيّت مىكند.
١. در اعراب از ماقبل خود تبعيّت مىكند، ضمير آن را مرفوع مىسازد و در افراد، تثنيه، جمع، تذكير، تأنيث، تعريف، و تنكير با منعوت مطابقت مىكند.
٢. مطابقت نعت و منعوت، مشروط به اين است كه مانعى براى آنها وجود نداشته باشد:
رأيت امرأة صبورا. در صورتى كه منعوت:
(١) جمع مذكّر سالم باشد، مطابقت واجب است: جاء اللّبنانيّون الفاضلون. (٢) جمع ملحق و براى عاقل باشد، مطابقت جايز و بهتر است: البنون الصّالحون. (٣) جمع مكسّر و براى غير عاقل باشد، جايز است كه نعت، مفرد مؤنّث باشد: الرّجال الصّالحة. (٤) جمع مكسّر و براى غير عاقل باشد، نعت، مفرد مؤنّث يا جمع مؤنّث سالم مىآيد: إشتريت كتبا كثيرة - كثيرات. (٥) غير عاقل، ولى به منزلۀ عاقل باشد، نعتى كه براى عاقل است به كار مىرود:
الكواكب النّاطقون بقدرتك. (٦) اسم جمع باشد، نعت مفرد و جمع جايز است: عاشرنا قوما مهذّبا - مهذّبين. (٧) از مذكّر و مؤنّث تشكيل شده باشد، نعت مذكّر غلبه دارد: جاء سمير و مريم العاملان. (٨) از عاقل و غير عاقل تشكيل شده باشد، نعت عاقل غلبه دارد: هلك الجنود و الخيول النّافعون.
نعت سببى
نعتى است كه صفات متعلّق به منعوت خود را آشكار مىسازد و در لفظ از ماقبل خود، و در معنا از مابعد خود، تبعيّت مىكند. نعت