فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٣
٣. گاهى به اسم زمان، «تاء» تأنيث مىپيوندد: مشرقة؛ كه سماعى است.
اسم شبه صحيح
اسم معربى است كه به «واو» و «ياء» ماقبل ساكن ختم مىشود: دلو، ظبى.
اسم شرط
اسم غير متصرّفى است كه بر سر دو جمله درمىآيد تا بيان كند كه وقوع جملۀ دوم، بستگى به وقوع جملۀ نخست دارد: من يطلب يجد. اسماء شرط بر دو نوع است: جازم و غير جازم؛ همگى آنها مبنى بر حركت يا سكون است، به جز «أىّ» كه معرب است.
١. ظروف، به دليل ظرف يا مفعولفيه بودن، محلا منصوب و مبنى بر حركت خود است: متى تقم أقم.
٢. غير ظروف: (١) اگر پس از حرف جرّ يا مضاف اليه واقع شود، محلاّ مجرور است:
على من تسلّم أسلّم. (٢) اگر پس از آن فعل لازم بيايد، اسم شرط مبتدايى است كه خبر آن، جملۀ فعل شرط [و جواب آن] است: أىّ تلميذ يجتهد ينجح. (٣) اگر پس از آن فعل متعدّىاى بيايد كه مفعول داشته باشد، اسم شرط، مبتدا و خبر آن فعل شرط است: ما تقرأه أقرأه. (٤) اگر پس از اسم شرط فعل متعدّىاى بيايد كه مفعول نداشته باشد، اسم شرط، مفعولبه است: ما تقرأ أقرأ. (٥) اگر پس از اسم شرط، مصدر قرار گيرد، اسم شرط، مفعول مطلق است: أىّ سلوك تسلك أسلك.
٣. تمام اسمهاى شرط جازم در جمله، صدارتطلب هستند: (١) جايز نيست چيزى به جز حرف جرّ و مضاف، بر آنها سبقت گيرد و در آنها عمل كند: بمن تفاخر أفاخر. (٢) اگر چيزى غير از حرف جرّ و مضاف بر آنها سبقت گيرد و در آنها عمل كند، به سبب فقدان معناى شرطى، جازم نخواهند بود، در اين هنگام، به اسم موصول تبديل مىشوند و فعل شرط و جواب آن، اگر مضارع باشد، مرفوع مىگردد: إنّ من يطلب يجد.
اسم شرط جازم
اسمهاى شرط جازم عبارتاند از:
١. ظرف زمان: أيّان، متى.
٢. ظرف مكان: أنّى، أين، أينما، حيثما.
٣. غير ظرف: أىّ، كيفما، من، مهما، ما.
اسم شرط غير جازم
اسمهاى شرط غير جازم، دربرگيرندۀ معناى شرط و عبارتاند از: إذا، كلّما، لمّا.
اسم صحيح
اسم معربى است كه به حرف صحيحى غير از همزه، پايان پذيرد: رجل، بيت. امّا اسمى كه به «واو» يا «ياء» ما قبل ساكن، ختم شود، شبه صحيح است: ظبى.