فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٥٣
٣. مندوب نباشد: وا عبلة، گفته نمىشود:
وا عبل.
٤. مضاف و شبه مضاف نباشد: يا رابحة الجائزة، كه اين مورد، ترخيم نمىشود.
٥. مركّب اسنادى نباشد: يا فتح اللّه، كه ترخيم نمىشود.
٦. از الفاظ مخصوص ندا نباشد: يا فل، يا فلة، كه ترخيم نمىشود.
٧. اسم، پس از حذف، بدون پيش آمدن هيچ اشتباهى بر مسمّاى خود باقى بماند.
مرفوع
مرفوع اسم يا فعلى است كه حالت رفع مىگيرد:
١. اسم مرفوع، اسم متصرّف و غير متصرّفى است كه حالت رفع مىگيرد. رفع، در نحو، حالت طبيعى كلمۀ مجرد از عوامل لفظى اسناد است: الحقّ غالب. اسم در اين موارد، مرفوع است: فاعل، نايب فاعل، مبتدا، خبر، اسم «كان»، اسم «كاد»، اسم «ما»، خبر «إنّ»، خبر «لا» ى نفى جنس، تابع اسم مرفوع.
٢. فعل مرفوع، فعل مضارع در حالت رفع است و آن هنگامى است كه از عوامل نصب، جزم و موجبات بناء، عارى باشد: يفعل، يفعلان، يفعلون.
مرفوعات
اسمهاى متصرّف و غير متصرّفى هستند كه حالت رفع مىگيرند. مرفوعات عبارتاند از:
١. فاعل به سبب فعل معلوم: غضب المعلّم.
٢. نايب فاعل به سبب فعل مجهول: يرسم البيت.
٣. مبتدا به سبب ابتدائيت و خبر به سبب مبتدا: الحقّ غالب.
٤. اسم نواسخ به سبب ناسخ: (١) اسم «كان»: كان الطّقس باردا. (٢) اسم «كاد»: كاد الفارس يضحك. (٣) اسم «ما»: ما الكسل محمودا.
٥. خبر نواسخ به سبب ناسخ: (١) خبر «إنّ»: انّ الطائر طليق. (٢) خبر «لا» ى نفى جنس: لا مصباح مكسور.
٦. توابع اسمهاى مرفوع: هذا ثوب ممزّق.
مركّب
١. اسم عدد اصلى از «احد عشر» تا «تسعة عشر» است.
٢. اسم عدد ترتيبى از «الحادى عشر» تا «التاسع عشر» است.
^ دو جزء عدد مركب مبنى بر فتحهاند؛ به جز «اثنا عشر» و «اثنتا عشرة»، كه اعراب جزء اوّل آن دو، مانند اعراب مثنّى است و «نون» آن هنگام اضافه، حذف مىشود و جزء دوم آن دو، مبنى است: عندي اثنا عشر قلما، و اثنتا عشرة دواة. قرأت اثنى عشر فصلا و كتبت اثنتى عشرة رسالة.