فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٢٤٠
و در اين صورت، مضاف اليه حذف مىشود و «عامّه»، معرب و داراى تنوين است: جاؤوا عامّة.
عُثْمان
اسم معرب غير منصرف، يعنى متمكّن غير أمكن است؛ و نيز اسم علم معرب و غير منصرف است؛ زيرا به «الف و نون» زايد ختم شده است. «الف و نون» در علم، زايد است؛ چون پيش از آن سه حرف اصلى قرار دارد.
«عثمان»، از ريشۀ «عثم» گرفته شده است.
عَجَباً
مصدر فعل «عجب»، مفعول مطلق، منصوب به فتحه براى فعل محذوف خود است: عجبا لأمرك يا زمان.
عَدَّ
١. فعل متعدّى دو مفعولى و از افعال قلوب است و براى افادۀ رجحان به كار مىرود. پس از به دست آوردن فاعل خود، بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد و مبتدا و خبر را، به عنوان دو مفعول خود، منصوب مىكند: عددت الصّديق أخا.
٢. اگر به معناى رجحان نباشد، فعل متعدّى يك مفعولى است: عدّ الدّراهم عدّا.
٣. فعلهاى رجحان عبارتاند از: جعل، حجا، حسب، خال، زعم، ظنّ، عدّ، هب. اين افعال، «اخوات ظنّ» ناميده مىشوند.
عَدا
لفظى است به معناى استثناء.
١. فعل ماضى جامد است و مفعول به را منصوب مىكند: نجح الطّلاب ما عدا زيدا.
٢. حرف جرّ است و اسم ظاهر و ضمير را مجرور مىكند: نجح الطّلاب عدا زيد.
٣. حرف استثناء، براى تنزيه مستثنى از مشاركت با مستثنى منه است: تمرّد الجنود عدا القائد.
٤. اگر پيش از آن «ما» ى مصدرى بيايد فعل محسوب مىشود و ما بعد خود را منصوب مىكند: أحبّ الأدباء ما عدا الخدّاع.
٥. فعل متصرّف و به معناى «أسرع» است:
عدا السّارق فأفلت؛ مضارع آن «يعدو» است.
عدد
اسم غير متصرّف است، بر كميّت و ترتيب دلالت مىكند و بر دو قسم است:
١. عدد اصلى، چهار نوع است: (١) مفرد:
از واحد تا عشرة و نيز مئة و ألف. (٢) مركّب: از أحد عشر تا تسعة عشر. (٣) عقود: از عشرون تا تسعون. (٤) معطوف: از واحد و عشرون تا تسعة و عشرون و تا تسعة و تسعون.
٢. عدد ترتيبى، چهار نوع است: (١) مفرد: از أوّل تا عاشر. (٢) مركّب: از الحادى عشر تا التّاسع عشر. (٣) عقود: از العشرون تا التّسعون.
و نيز المئة و الألف. (٤) معطوف: از الواحد و العشرون تا التّاسع و العشرون و تا التاسع و التّسعون.