فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٦٢
حذف كانَ
«كان» در اين موارد، حذف مىشود:
١. جايز است با اسم خود پس از «ان» و «لو» شرطيّه، براى تخفيف، حذف شود:
ستجازى إن خيرا و إن شرّا. لا يأمن الدّهر ذو بغى و لو ملكا.
٢. جايز است با اسم و خبر خود پس از «إن» حذف شود، مانند: افعل هذا إمّا لا؛ يعنى «إن كنت لا تفعل غيره». «ما» به جاى «كان»، و «لا» نفىكنندۀ خبر است.
٣. واجب است پس از «أن» مصدرى حذف شود و به جاى آن «ما» ى زايد بيايد و اسم و خبر آن باقى بماند: أمّا أنت راضيا رضوّا؛ يعنى «لأن كنت راضيا».
حذف مبتدا
مبتدا در اين موارد حذف مىشود:
١. جوازا: (١) اگر قرينهاى بر تعيين آن دلالت كند:... المطلوب الأوّل («هذا» در تقدير است). (٢) اگر قرينهاى بر حذف آن دلالت كند: (مَنْ عَمِلَ صالِحاً)
ف... لنفسه
(عمله).
٢. وجوبا: (١) هرگاه جواب قسم جانشين آن شده باشد: في ذمّتي... لأفعلنّ (يمين).
(٢) اگر خبر آن مصدرى از لفظ خود آن باشد:
... صبر جميل (صبرى). (٣) اگر مستثناى به «لا سيّما» مرفوع باشد: أكرم العلماء لا سيّما...
زيد (هو). (٤) در باب «نعم» و «بئس»، اگر مخصوص، خبر باشد: نعم الرّجل... زيد (هو).
(٥) اگر خبر مبتدا، نعت مقطوع از متبوع آن و مدح يا ذمّ باشد: الحمد للّه... الكريم (هو).
حذف مضاف يا مضافٌ اليه
١. اگر قرينهاى بر مضاف دلالت كند، مضاف حذف مىگردد و مضاف اليه، اعراب آن را مىپذيرد: (وَ سْئَلِ اَلْقَرْيَةَ)؛ يعنى أهل القرية.
٢. اگر در جمله دو اسم مضاف باشد، به سبب همانند بودن آن دو در لفظ و معنا مضاف اليه حذف مىشود و اسم دوم، عطف بر اسم اوّل محذوف است: جاء شقيق و شقيقة نجيب، در اصل: جاء شقيق نجيب و شقيقته بوده است؛ و اين بهتر است.
حذف مفعولٌ به
شايسته است كه مفعول به در جمله ذكر شود؛ زيرا مقصود، تكميل فايدۀ جمله از نظر معناست، أمّا گاهى مفعول به حذف مىشود:
١. اگر قرينه آشكارى بر آن دلالت كند:
(١) جوازا: شرب زيد فسكر؛ يعنى شرب الخمر.
(٢) وجوبا: أفدت و أفادنى الصّديق؛ يعنى أفدته.
٢. براى طلب اختصار: (يغفر اللّه لمن يشاء)؛ يعنى يغفر الذّنوب.
حذف موصول و تعدّد آن
١. گاهى به سبب وجود قرينۀ لفظى، صلۀ موصول حذف مىشود: «من رأيته في المكتبة؟