فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٤٥
هستند. اما اگر در جمله، فعل يا شبه فعلى نباشد كه مجرور بتواند به آن تعلّق يابد، تعلّق آن با اسناد و بدون واسطه، صورت مىگيرد و مجرور با رابط خود - حرف يا ظرف - وظيفۀ عامل را در جمله ايفا مىكند؛ يعنى در اسناد بين دو ركن جمله به جاى مسند مىنشيند. اين ويژگى در اسمهاى منصوب وجود ندارد.
مجزوم
فعل مضارع مىتواند مجزوم شود و اين هنگامى است كه يكى از ادوات جزم، پيش از فعل مضارع بيايد. ادوات جزم دو قسماند:
ادواتى كه يك فعل را مجزوم مىكنند و ادواتى كه دو فعل را.
١. حروف جازمى كه يك فعل را مجزوم مىكنند عبارتاند از: «لم، لمّا، لام امر، «لا» ى نهى»: لم يذهب.
٢. ادوات شرط كه دو فعل را مجزوم مىكنند عبارتاند از: «ان، اذما، من، ما، مهما، أىّ، كيفما، متى، أينما، أيّان، أنّى، حيثما»: إن تكسل تخسر.
٣. هرگاه پس از ادوات جزم دو فعل، «ما» ى زايد قرار گيرد، اين ادوات دو نوع خواهند بود: (١) نوعى كه بدون «ما» جزم نمىدهند و عبارتاند از: حيثما، إذما، كيفما.
(٢) نوعى كه هر دو امر در آن جايز است و عبارتاند از: إن، أىّ، أيّان، أين. (٣) ساير ادوات نيز بدون «ما» مىآيند.
٤. علامتهاى جزم عبارتاند از:
(١) سكون در آخر فعل، در غير افعال پنجگانه:
لم يفعل. (٢) حذف «نون» در افعال پنجگانه: لم يفعلوا. (٣) حذف حرف علّه در فعلهاى معتلّ الاخر: لم يعط.
مجهول
فعل متعدّى دو قسم است: قسمى كه فاعل آن معلوم است و قسم ديگر كه فاعل آن مجهول است. فاعل فعل معلوم، همراه آن ذكر مىشود، ولى فاعل فعل مجهول، حذف مىشود و مفعول به، نايب فاعل قرار مىگيرد:
برى القلم.
١. فعل مجهول، اختصاص دارد به «فعل» متعدّى بنفسه يا متعدّى با واسطه: مرّ بزيد؛ فعل لازم مجهول نمىشود؛ زيرا مفعولى ندارد تا به آن اسناد داده شود. فعل مجهول فقط در ماضى و مضارع است و فعل امر، مجهول نمىشود.
٢. مجهول از فعل متعدّى معلوم چنين ساخته مىشود: (١) در فعل ماضى، حرف ما قبل آخر، مكسور و همۀ حروف متحرّك قبل از آن مضموم مىشود: تعلّم تعلّم. (٢) در فعل مضارع، حرف ما قبل آخر، مفتوح و حرف مضارع همواره مضموم مىشود: يتعلّم يتعلّم.
(٣) اگر حرف ما قبل آخر ماضى، «الف» باشد، در مجهول به «ياء» تبديل مىشود و ما قبل آن مكسور مىگردد: صام صيم. (٤) اگر فعل