فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٠٤
قُدّامَ
اسم دائم الاضافه و ظرف مكان است و به جهات ششگانه ملحق مىشود.
١. اگر مضاف باشد، معرب، مفعول فيه و منصوب است: جلست قدّام الدّار؛ و همينگونه است اگر در لفظ و معنا از اضافه منقطع شود:
جلست قدّاما.
٢. اگر تنها در لفظ، و نه در معنا، از اضافه منقطع شود، مبنى بر ضمّه و محلاّ منصوب است: جلست قدام... يا من قدّام.
قريب (نزديك)
اسم اشاره سه قسم است: قريب، متوسط، بعيد. قريب:
١. در محلّ رفع: هذا، هذان، هؤلاء، هذه، هاتان، هؤلاء.
٢. در محلّ نصب و جرّ: هذا، هذين، هؤلاء، هذه، هاتين، هؤلاء.
٣. تا، ذى، تى، ته؛ كه اشاره با آنها به مؤنّث قريب، جايز است.
قرينه
دلالتى نحوى است كه مطلوب را آشكار مىكند.
١. هنگامى كه قرينهاى بر مفعول به دلالت كند، مفعول به حذف مىشود: شرب زيد فسكر؛ يعنى شرب الخمر.
٢. اگر قرينهاى معنوى يا لفظى وجود داشته باشد، مفعول به بر فاعل مقدّم مىشود:
ضرب أخاك الامير.
٣. هنگامى كه قرينهاى بر تعيين مبتدا يا حذف آن دلالت كند، مبتدا حذف مىشود:
المطلب الأوّل؛ يعنى هذا.
٤. هنگامى كه قرينهاى بر حذف خبر دلالت كند، خبر حذف مىشود: أبوك ناجح و أخوك...؛ يعنى - كذلك.
٥. هنگامى كه قرينهاى بر منعوت دلالت كند، حذف منعوت جايز است: مررت برجل راكبا صاهلا؛ يعنى فرسا.
٦. هنگامى كه قرينهاى بر تمييز «كم» استفهامى دلالت كند، حذف آن جايز است:
كم أولادك؟ يعنى كم ولدا أولادك؟ در اين صورت، جمله از مبتدا و خبر تشكيل مىشود.
٧. هنگامى كه قرينهاى بر متعلّق جرّ دلالت كند، حذف آن جايز است، مانند اين سخن:...
الى المدرسة، در پاسخ كسى كه بپرسد: الى أين ذهبت؟
٨. اگر مصدر در اصل خود داراى «تاء» تأنيث باشد، براى اينكه بر «مرّه» يا «نوع» دلالت كند، اضافه كردن لفظ ديگرى به آن يا آوردن قرينه، واجب است: استعانة واحدة، إنعامة الله...
٩. گاهى با وجود قرينهاى، جمع قلّه تبديل به جمع كثرت: الأيدى أفضل من الأرجل؛ و يا به عكس مىشود: بضعة رجال.