فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٨٥
خ
خ، خاء
حرف مبنى، قمرى و صحيح، و در حساب ابجد، معادل عدد ٦٠٠ است. اين حرف، جزو حروف نقطهدار، داراى استعلا و رخوت و نيز حرف حلقى است.
خاصَّةً
١. مفعول مطلق است: أنت رائع خاصّة عندما تتكلّم. منصوب به فتحه است و عامل آن، فعل محذوف است.
٢. گاهى با «باء» زايد مجرور مىگردد: أحبّ الرّياضة و بخاصّة الملاكمة.
خالَ
١. فعل متعدّى دو مفعولى و از افعال قلوب است و براى افاده رجحان و برترى به كار مىرود. پس از به دست آوردن فاعل خود، بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد و مبتدا و خبر را به عنوان دو مفعول خود، منصوب مىكند: و خلتنى لى اسم؛ «ياء»، مفعول نخست، و «لى»، اسم، در محلّ نصب و مفعول دوم است.
٢. اگر به معناى رجحان نباشد، فعل لازم است: خال المنتصر.
٣. افعال رجحان عبارتاند از: جعل، حجا، حسب، خال، زعم، ظنّ، عدّ، هب. اين افعال، «اخوات ظنّ» ناميده مىشوند.
خامِس
اسم عدد ترتيبى، مفرد و معرب است.
١. بر وزن «فاعل» ساخته مىشود و با معدود مطابقت دارد؛ يعنى با معدود مذكّر، مذكّر و با معدود مؤنّث، مؤنّث مىآيد: الفصل الخامس، الرّسالة الخامسة.
٢. معدود آن، بنا به موقعيت، اعراب مىپذيرد و در كلام، پيش از عدد قرار مىگيرد.
خامِسَ عَشَرَ
اسم عدد ترتيبى، مركّب و مبنى است.
١. جزء نخست آن بر وزن «فاعل» ساخته مىشود و هر دو جزء آن مبنى بر فتح است. با معدود، در تذكير و تأنيث، مطابقت دارد: الفصل الخامس عشر، الرّسالة الخامسة عشرة.