فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٩٦
بناء عارضى
در حالات معيّنى همراه كلمه است:
١. مناداى مفرد مقصود به ندا: يا رجل؛ همواره در لفظ و تقدير، مبنى بر ضمّه است: يا فتى؛ ولى اگر مثنّى باشد مبنى بر «الف» مىشود: يا مؤمنان؛ و اگر جمع سالم (مذكّر) باشد، مبنى بر «واو» مىشود: يا مؤمنون.
٢. عددهاى مركّب از أحد عشر تا تسعة عشر، غير از جزء نخست اثنا عشر و اثنتا عشرة.
٣. تركيب مزجى از ظروف و حالات:
أزوره صباح مساء. تفرّق العدوّ شذر مذر.
٤. ظروف مضاف به جمله: تصالحنا يوم تلاقينا.
٥. اسم جهتهاى ششگانه: أمام، وراء، فوق، تحت، يمين، شمال. و هر اسمى كه معناى اين اسمها را داشته باشد. اسم جهتهاى ششگانه، هرگاه در لفظ، نه در معنا، از اضافه منقطع شود، مبنى بر ضمّه است: جاء زيد من قبل.
٦. اسم «لا» ى نفى جنس: لا رجل فى الدار؛ هرگاه نكرۀ مفرد غير مضاف و غير شبيه به مضاف باشد، مبنى بر فتحه خواهد بود، و هرگاه مثنّى يا جمع سالم باشد مبنى بر «ياء» خواهد بود: لا مؤمنين، لا مؤمنين.
بناء فعل
عبارت است از ثبوت علامت حركت يا سكون يا جانشين آنها در آخر فعل:
١. فعل مبنى همواره از ماضى و امر صرف مىشود و آنگاه از مضارع صرف مىشود كه به «نون» مونّث يا «نون» تأكيد، متّصل شود: فعل، افعل، يفعلن، يفعلّنّ.
٢. فعل ماضى، مبنى بر فتحه يا ضمّه يا سكون است: فعل، فعلوا، فعلتم.
٣. فعل مضارع، مبنى بر فتحه يا سكون است: يفعلنّ، يفعلن.
٤. فعل امر، مبنى بر سكون است. جانشين سكون در افعال پنجگانه، حذف «نون» و در فعلهايى كه آخرين حرفشان علّه است، حذف حرف علّه است: افعل، افعلوا، أعط. هرگاه فعل امر، به دو «نون» تأكيد (خفيفه و ثقيله) متّصل شود، مبنى بر فتحه است: افعلن، افعلنّ.
بناء فعل امر
١. فعل امر مبنى بر سكون است و اين، علامت اصلى بناء آن است: افعل.
٢. هرگاه ملحق به افعال پنجگانه باشد، مبنى بر حذف «نون» است: افعلا، افعلوا، افعلي.
٣. بناء افعالى كه آخرين حرف آنها علّه است، حذف حرف علّه است: ارم.
٤. هرگاه فعل امر، به «نون» تأكيد ثقيله يا خفيفه، متّصل شود، مبنى بر فتحه است: افعلنّ، افعلن.