فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٩٢
بَدَل
تابع است و مقصود از حكم نسبت داده شده به متبوع خود است؛ البته، بدون هيچ واسطهاى، جز آنچه زمينهساز ذكر مبدل منه است. بدل سه نوع است كه همۀ آنها مقصود حكماند:
١. بدل مطابق كه كلّ از كلّ نيز ناميده مىشود.
٢. بدل جزئى كه بعض از كلّ نيز ناميده مىشود.
٣. بدل شامل كه بدل تفصيل هم به آن ملحق مىشود.
٤. بدل، تنها در اعراب از مبدل منه پيروى مىكند.
بدل تفصيل
تابعى از ملحقات بدل شامل است و كلمۀ مجمل پيش از خود را بيان مىكند: مررت بالرّجلين زيد و سمير. بنابر تقدير «هما» مىتوان آن را مرفوع كرد: مررت بالرجلين: زيد و سمير. و بنابر تقدير «اعنى» مىتوان منصوبش نمود: مررت بالرجلين: زيدا و سميرا.
بدل جزئى
يا بدل بعض از كلّ:
١. بدل، جزئى از مبدل منه است: أكلت الرغيف ثلثه.
٢. نيازمند ضميرى است كه آن را به مبدل منه ربط دهد و گاهى نيز بدون ضمير مىآيد: ما جاء أحد إلاّ زيد.
٣. از انواع بدل، آنچه در اسمها مىآيد، در افعال و جملهها نيز صدق مىكند: إن تصلّ تسجد للّه يرحمك.
بدل شامل
١. بدل يكى از مشتملات مبدل منه است:
أعجبتنى الوردة رائحتها.
٢. نيازمند ضميرى است كه آن را به مبدل منه ربط دهد و گاهى «أل» جانشين ضمير مىشود: قبلته اليد؛ يعنى يده.
٣. از انواع بدل، آنچه در اسمها مىآيد در افعال و جملهها نيز صدق مىكند: من يصل إلينا يستعن بنا يعن.
بدل مطابق
يا بدل كلّ از كلّ است.
١. بدل، عين مبدل منه است: أشرقت الغزالة، الشّمس.
٢. به رابط ميان بدل و مبدل منه نيازى نيست؛ زيرا اين دو در معنا يكساناند.
٣. از انواع بدل، آنچه در اسمها مىآيد، در افعال و جملهها نيز صدق مىكند: متى تأتنا تلمم بنا.
بدل و مُبَدل منه - چند مثال
بدل، تنها در اعراب از مبدل منه پيروى