فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٦٨
اِفْعِنْلال
وزن قياسى براى مصدر رباعى مزيد است.
فعل ماضى مزيد آن «اِفعَنلَلَ» است: احرنجم احرنجاما، افرنقع افرنقاعا.
اِفْعَنْلَلَ
وزن براى فعل رباعى مزيد است و غالبا براى مبالغه مىآيد: احرنجم الرّجل؛ يعنى اراد الأمر ثمّ رجع عنه. افرنقعت الأصابع؛ يعنى ضغطت مفاصلها فسمع لها صوت.
اِفْعِوّال
وزن قياسى براى مصدر ثلاثى مزيد و فعل ماضى مزيد آن «افعوّل» است: اجلوّذ اجلوّاذا، اعلوّط اعلوّاطا.
اِفْعَوْعَلَ
وزن براى فعل ثلاثى مزيد است و در اين موارد بهكار مىرود:
١. غالبا براى مبالغه: احدودب الرّمل.
٢. گاه به معناى فعل مجرّد آن: احلولى الثّمر؛ يعنى حلا.
اِفْعَوَّلَ
وزن براى فعل ثلاثى مزيد است و غالبا براى مبالغه مىآيد: اجلوّذ؛ يعنى مضى و أسرع.
اعلوّط فلان الأمر؛ يعنى اقتحم فيه بلا رويّة.
اِفعيعال
وزن قياسى براى مصدر ثلاثى مزيد است:
١. فعل ماضى مزيد آن «افعوعل» است:
احدودب احديدابا، اعشوشب اعشيشابا.
٢. فعل ماضى مزيد آن «افعالّ» است:
احمارّ احميرارا، اخضارّ اخضيرارا.
أَفِلَّةٌ
وزن قياسى براى جمع مكسّر در اسمهاست و مفرد آن «فلال» است: زمام أزمّة.
أَقْبَلَ
١. فعل ماضى ناقص از «اخوات كاد» است، معناى شروع كردن مىدهد و بر سر جملۀ اسميه درمىآيد؛ مبتدا را به عنوان اسم خود، مرفوع مىكند و خبر را، به عنوان خبر خود، منصوب مىسازد: أقبل المدعوّون يتوجّهون إلى القاعة. خبر آن، فعل مضارعى است كه پس از آن مىآيد و ضميرى را كه به اسم آن باز مىگردد مرفوع مىكند.
٢. اگر به معناى شروع كردن نباشد، فعل تامّ است: أقبل الزّرع. مشتقات اين فعل ماضى، از «اخوات كاد» به شمار نمىآيند.
٣. افعال شروع عبارتاند از: ابتدأ، أخذ، أقبل، انبرى، أنشأ، جعل، شرع، طفق، علق، قام، هب؛ همۀ اين افعال جامدند.