فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٦٣
٢. وزن قياسى براى جمع مكسّر در صفتهاست. مفرد آن عبارت است از: «فعل»، «فعل»، «فعل»، «فعول» و «فعيل»: يقظ أيقاظ، جنب أجناب، بطل أبطال، عدوّ أعداء، شريف أشراف.
افعال خمسه
فعلهاى مضارعى هستند كه ضمير رفع بارز به آنها متّصل مىشود: الف مثنّى، واو جمع و ياء مخاطب.
١. افعال پنجگانهاى كه با ثابت ماندن حرف «نون» مرفوع مىشوند عبارتاند از: يفعلان، تفعلان، يفعلون، تفعلون و تفعلين. اين فعلها با حذف «نون»، منصوب و مجزوم مىشوند: لن يفعلا، لم تفعلا.
٢. اين فعلها داراى دو شرطاند: (١) بايد فعل مضارع باشند؛ بر ماضى و امر قابل انطباق نيستند. (٢) بايد به «الف» مثنّى، «واو» جمع يا «ياء» مخاطب، متّصل باشند.
٣. اين فعلها دو ويژگى دارند: (١) رفع آنها به ثابت ماندن «نون»، و نصب و جزم آنها به حذف «نون» است؛ به وسيلۀ حركات اعراب نمىپذيرند. (٢) مرفوع آنها - «الف» مثنّى، «واو» جمع و «ياء» مخاطب - در خود فعل موجود و محلاّ معرب است. مرفوع در فعل معلوم، فاعل است: يسمعون، «واو»، فاعل است؛ در فعل مجهول، نايب فاعل است:
يسرقان، «الف»، نايب فاعل است؛ در فعل ناقص، اسم است: تصبحين حرف «ياء»، اسم براى «أصبح» است.
اِفْعالَّ
وزن براى فعل ثلاثى مزيد است و غالبا براى مبالغه به كار مىرود: احمارّ الشّىء؛ يعنى صار أحمر. ادهامّ؛ يعنى أسودّ.
إفْعَأَلَّ
وزن فعل است، به رباعى مزيد ملحق مىشود و غالبا براى مبالغه مىآيد: اشمأزّ، ازرأمّ.
اِفْعَلْ
وزن فعل امر از فعل مضارع مفتوح العين است:
١. ضمير آن، مفرد، مذكر و مخاطب است.
٢. همزۀ وصل آن زايد، فاء الفعل آن ساكن، عين الفعل آن تابع مضارع و لام الفعل آن مبنى بر سكون است.
٣. فاعل آن، ضمير مستتر وجوبى و «أنت» در تقدير است.
اِفْعَلَّ
وزن براى فعل ثلاثى مزيد است و در اين موارد به كار مىرود:
١. غالبا براى داخل شدن در صفت: إحمرّ؛ يعنى دخل فى الحمرة.