فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٦١
أَعْلَمَ
١. فعل متعدى سه مفعولى است، پس از گرفتن فاعل و مفعول نخست خود، بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد و مبتدا و خبر را، به عنوان دو مفعول ديگر خود، منصوب مىكند: أعلمت الغلام الحرفة وسيلة الرّزق.
٢. اصل آن «علم» است كه دو مفعول را نصب مىدهد، و همزۀ تعديه بر آن درآمده است و سه مفعول را منصوب مىكند.
٣. افعال متعدّى سه مفعولى عبارتاند از:
أخبر، أرى، أعلم، أنبأ، حدّث، خبّر، نبّأ. اين افعال، «اخوات أرى» ناميده مىشوند.
اغراء
آگاه كردن مخاطب از امر پسنديدهاى است، تا آن را انجام دهد: العزيمة و الصّبر؛ هر دو مفعول فعل محذوفاند.
١. روش اغراء، شامل سه امر است: (١) مغرى؛ همان متكلّم است كه ديگران را آگاه مىكند. (٢) مغرى؛ كسى است كه آگاه مىشود. (٣) مغرى به؛ همان امر پسنديده است.
٢. مغرى به، با فعل مقدّر «الزم»، منصوب مىشود: (١) تقدير فعل با عطف و تكرار، واجب است. (٢) تقدير فعل در غير عطف و تكرار، جايز است.
أُفٍّ
اسم فعل و به معناى مضارع: أتضجّر است، مبنى بر كسره است و محلّى از اعراب ندارد.
فاعل آن، ضمير مستتر وجوبى، و «أنا» در تقدير است.
١. «أفّ»، بدون تنوين؛ يعنى: أتضجّر من شىء معيّن.
٢. «أفّ»، با تنوين؛ يعنى: أتضجّر من كلّ شىء.
٣. همچنين گفته مىشود: «أفّ»، «أفّ»، «أفّ» و «أفّا له و عليه»؛ يعنى «قذرا له و عليه».
أَفاعِلُ
١. وزن قياسى براى جمع مكسّر در اسمهاست و مفرد آن «إفعل» است: إصبع أصابع.
٢. وزن قياسى براى جمع مكسّر در صفتهاست و مفرد آن «أفعل» است: أكبر أكابر.
٣. وزن منتهى الجموع است: كريم أكارم.
٤. وزن اسم غير منصرف به صيغۀ منتهى الجموع است.
أَفاعيلُ
١. وزن قياسى براى جمع مكسّر در اسمهاست و مفرد آن «أفعولة» است: أكذوبة أكاذيب.