فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٥١
إنعامة اللّه تملأ النّفس انشراحا.
٤. فايدۀ مصدر نوع، اين است كه با كوتاهترين لفظ و كمترين كلمات، بر دو چيز دلالت مىكند.
إسناد
عبارت است از برقرار كردن نسبت اثبات، نفى، يا طلب، ميان دو شىء. هدف از آن، ايجاد نسبت تام، بين دو كلمهاى است كه از اركان جملهاند؛ همچون نسبت مبتدا و خبر: زيد قائم؛ يا نسبت فعل به فاعل: قام زيد. فعل يا خبر، مسند، فاعل يا مبتدا، مسند اليه ناميده مىشوند. اسم، مسند و مسند اليه مىشود، فعل فقط مسند مىشود، ولى حرف، هيچيك از مسند و مسند اليه نمىشود.
اشتغال
اشتغال، دو عامل را بر يك معمول مسلّط مىكند به نحوى كه عامل اوّل پيش از اسم ظاهر حذف مىشود و خود به عنوان عامل دوم، پيش از ضميرى كه به آن اسم باز مىگردد تكرار مىشود: هل زيدا ضربته؟
١. اسلوب اشتغال، در مثال فوق، شامل سه امر است: (١) مشتغل؛ فعلى است كه در حالت حذف و ظهور، به اسم مفرد ظاهر و ضميرى كه به آن باز مىگردد، توجه دارد.
(٢) مشغول عنه؛ معمول اوّل؛ يعنى اسمى است كه پيش از فعل ظاهر قرار دارد و مفعول به فعل محذوف است. (٣) مشغول به؛ معمول دوم؛ يعنى ضميرى است كه به اسم مفرد باز مىگردد، و مفعول به فعل ظاهر است.
٢. شرط فعل: (١) فعل محذوف، پيش از مشغول عنه ذكر نمىشود بلكه در تقدير گرفته مىشود، وگرنه اشتغال از بين مىرود. (٢) ميان مشغول عنه و فعل ظاهر، چيزى فاصله نمىشود؛ گفته نمىشود: زيدا أنت ضربته.
(٣) فعل بايد متصرّف باشد تا على رغم مؤخّر شدن از مشغول عنه، بتواند بر آن مسلّط شود.
به همين سبب، مشغول عنه با افعل تفضيل، صفت مشبّهه، اسم فعل و مصدر، منصوب نمىشود؛ حروف نيز در ماقبل خود عمل نمىكنند.
اشتقاق
ايجاد صيغههاى مزيد براى كلمات گوناگون است كه از يك ريشه گرفته مىشوند و در لفظ با يكديگر متفاوت و در معنا به يكديگر نزديكاند: از فعل، فاعل و تفعلل، مشتق مىشود. اصل مشتقّات، مصدر مجرّدى است كه فعل ماضى مجرّد، نه چيز ديگرى، از آن ساخته مىشود؛ سپس از فعل ماضى مجرّد، اسمهاى مشتقّ و افعال مزيد ساخته مىشود:
از فعل، فعل ساخته مىشود و از فعل، فاعل... مشتق مىشود.