فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٤٩
مىپذيرد و تمام علائم اعراب بر آخر آن ظاهر مىگردد. اسمهاى معرب منصرف عبارتاند از:
١. مصدر: فرح.
٢. اسمهاى مشتق: (١) اسم فاعل:
عالم. (٢) اسم مفعول: مجهول. (٣) صفت مشبهه: عظيم. (٤) صيغۀ مبالغه: رسّام.
(٥) افعل تفضيل: أعلم. (٦) اسم مكان: مكتب.
(٧) اسم زمان: مغرب. (٨) اسم آلت: مفتاح.
٣. اسم جنس: إنسان.
٤. اسم علم: فارس.
٥. اسماء خمسه: أبو.
٦. برخى از اعداد: ثلاثة.
٧. برخى از كنايات: فلان.
٨. برخى از ظروف:... وقتا.
اسم منصوب
مانند صفت مشبّهه، اسم متصرّف است و مانند ظرف، غير متصرّف است. اسم منصوب، اعرابى را مىپذيرد كه حركت آخر كلمه، فتحه باشد، يا علائم ديگر اعراب كه به جاى فتحه قرار مىگيرد؛ و اين، تحتتأثير عواملى مانند مفعوليّت، حاليّت، نسخ و تابعيّت است.
١. منصوب بودن، يا ظاهر است، يا مقدّر و يا در محلّ نصب.
٢. علامت نصب در انتهاى اسم منصوب قرار مىگيرد. اسم منصوب با حركات و يا حروف، اعراب مىپذيرد: (١) با فتحه؛ اسم مفرد: إنّ الطّقس جميل؛ جمع مكسّر: استلمت كتبا. (٢) با كسره؛ جمع مؤنث سالم، رأيت شجرات. (٣) با «الف»؛ اسماء خمسه: أكرم النّاس أباك. (٤) با «ياء»؛ مثنّى: زرت العائلتين؛ جمع مذكّر سالم: قبضت عشرين درهما.
٣. اسم در اين مواضع، منصوب مىگردد: (١) مفعول؛ شامل مفعول به، منادا، مفعول مطلق، مفعول لأجله، مفعول فيه و مفعول معه: (إيّاك نعبد). (٢) حال، تمييز يا مستثنى: جاء زيد راكبا. (٣) خبر «كان»، خبر «ما»، اسم «إنّ»، اسم «لاى» نفى جنس: كان الطّقس جميلا.
٤. تابع اسم منصوب: اشتريت كتبا كثيرة أو كثيرات.
اسم منقوص
به حرف «ياء» لازم ما قبل مكسور ختم مىشود: الوادى، القاضى، الرّاعى.
اسم موصوف
كلمهاى است كه با آن، شخص، حيوان، شىء و يا معنايى نامگذارى مىشود: كتاب صفت، كلمهاى است كه حالت موصوف را شرح ميدهد: كبير. اين اسمها، اسم موصوفاند:
١. اسمهاى جامد؛ اسم علم: بيروت؛ اسم جنس: ثعلب؛ اسم مكان: مسبعة؛ اسم آلت:
طاحون.
٢. اسمهاى مشتق؛ مصدر: بناء؛ اسم