فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٤٤
٤. از روشنترين اسمهاى مصدر، اسمى است كه بر معناى مجرّدى دلالت كند و از لفظ خود فعلى نداشته باشد: القهقرى، معناى آن رجوع به عقب است و فعلى ندارد.
٥. همچنين است هر اسمى كه بر معناى مجرّدى دلالت كند و بر وزن مصدر ثلاثى بيايد، اگرچه فعل همراه آن در جمله، غير ثلاثى باشد: توضّأ وضوءا، أعان عونا، سلّم سلاما.
٦. اسم مصدر دو نوع است: (١) علم، كه در نحو، عمل نمىكند: برّة، علم جنس «برّ» است؛ به شرط آنكه فعلش «أبرّ» باشد.
(٢) غير علم، كه با شرطهاى مصدر عمل مىكند، ولى كاربرد آن اندك است.
اسم مصغّر
اسم معربى است كه «ياء» ساكنى پس از حرف دوم آن اضافه مىگردد، تا بر تقليل (ناچيز شمردن)، تحقير (كوچك شمردن)، و يا تحبّب (اظهار دوست داشتن) دلالت كند:
دريهمات، شويعر، بنىّ.
١. مهمترين فايدۀ تصغير عبارت است از كوچك شمردن چيزى كه پندارى بزرگ است:
جبيل؛ تحقير چيزى كه پندارى باعظمت است:
سبيع؛ اندك شمردن چيزى كه پندارى بسيار است: دنينير؛ نزديك شمردن چيزى كه پندارى، از نظر زمان، محلّ و اندازه، دور است:
قبيل؛ و گاهى براى اظهار دوستى مىآيد: أخىّ.
٢. حكم اسم مصغّر اين است كه حرف نخست آن مضموم و حرف دوم آن مفتوح باشد و بر يكى از اين وزنها تطبيق كند: (١) از ثلاثى، «فعيعل»: رجل رجيل. (٢) از رباعى، «فعيعيل»: مطعم مطيعم. (٣) از خماسى، «فعيعل»: منشار منيشير.
٣. علم مركّب اسنادى، مصغّر نمىشود، ولى جزء نخست علم مركّب اضافى و مزجى، مصغّر مىگردد و جزء دوم آن به حال خود باقى مىماند: عبيد اللّه.
٤. تصغير، مخصوص اسمهاى معرب است، امّا تصغير برخى از كلمات مبنى نيز شنيده شده است: ذيّا، تيّا، اللّذيّا، اللّتيّا؛ و فروع آنها: ذيّاك، تيّاك، ذيّالك، تيّالك، اللّذيّان، اللّتيّان، اللّذيّون، اللّتيّات.
اسم مصغّر - چند مثال
حكم اسم مصغّر اين است كه حرف نخست آن مضموم و حرف دوم آن مفتوح باشد و بر وزنهاى «فعيل» براى ثلاثى، «فعيعل» براى رباعى و «فعيعيل» براى خماسى بيايد.
١. با علامت تأنيث: مهرة مهيرة، سلمى سليمى، سوداء سويداء.
٢. با «الف و نون» زايد: سلمان سليمان، فنجان فنيجين، سرحان سريحين.
٣. با حرف علّه: باب بويب، موسر مييسر، دينار دنينير، عيد عييد، آصال أويصال، عصا عصىّ، عجوز عجيّز، صبىّ صبىّ، عصفور