فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٤٢٠
«الف» و محلاّ مرفوع است: جاءت هاتان الفتاتان. اين اسم، مركّب از «ها» ى تنبيه و اسم اشارۀ «تان» است.
هاتَينِ
اسم اشاره براى مثنّاى مؤنّث نزديك است و براى عاقل و غير عاقل به كار مىرود، مبنى بر «ياء» و محلاّ منصوب يا مجرور است: رأيت هاتين. اين اسم، مركّب از «ها» ى تنبيه و اسم اشارۀ «تين» است.
هؤلاءِ
اسم اشارۀ نزديك براى جمع مذكّر و مؤنّث عاقل است و گاهى نيز براى غير عاقل به كار مىرود، مبنى بر كسره و بر حسب موقعيّتش در جمله، محلاّ مرفوع، منصوب، يا مجرور است: ذهب هؤلاء الرّجال، رأيت هؤلاء الرّجال، مررت بهؤلاء الرّجال. اين اسم، از «هاء» تشبيه و اسم اشارۀ «أولاء»، تشكيل شده است.
هَبْ
١. فعل متعدّى دو مفعولى و از افعال قلوب است و معناى رجحان را افاده مىكند؛ پس از گرفتن فاعل، بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد و مبتدا و خبر را، به عنوان دو مفعول خود، منصوب مىسازد: هب الأيّام مسالمة.
٢. در صورتى كه معناى رجحان نداشته باشد، فعل متعدّى يك مفعولى است: هب المدير.
٣. افعال رجحان عبارتاند از: جعل، حجا، حسب، خال، زعم، ظنّ، عدّ، هب.
اين افعال، «اخوات ظنّ» ناميده مىشوند.
«هب»، فقط به صورت جامد و صيغۀ امر، معناى رجحان مىدهد.
هَبَّ
١. فعل ماضى ناقص از «اخوات كاد» است، معناى شروع كردن مىدهد و بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد؛ مبتدا را، به عنوان اسم خود، مرفوع مىكند و خبر را، به عنوان خبر خود، منصوب مىسازد: هبّ اللاّعب يضرب الكرة. خبر آن، فعل مضارع است، پس از آن مىآيد و ضميرى را كه به اسم آن بازمىگردد مرفوع مىكند.
٢. اگر به معناى شروع كردن نباشد، فعل تامّ است: هبّ النّسيم. مشتقات فعل ماضى آن، از «اخوات كاد» به شمار نمىآيند.
٣. افعال شروع عبارتاند از: ابتدأ، أخذ، أقبل، انبرى، أنشأ، جعل، شرع، طفق، علق، قام، هبّ. همۀ اين افعال جامدند.
هجائى
ترتيب حروف الفباست كه با همزه شروع مىشود و با «ياء»، پايان مىيابد. حروف الفبا ٢٩ حرف است: ء، ب، ت، ث، ج، ح، خ، د، ذ، ر، ز، س، ش، ص، ض، ط، ظ، ع، غ، ف، ق، ك، ل، م، ن، ه،