فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٤١٩
ه
ه، هاء
١. حرف مبنى، قمرى، صحيح، و در حساب ابجد، معادل عدد ٥ است. اين حرف، جزو حروف بدون نقطه، داراى استفال و رخوت و نيز حرف حلقى است.
٢. حرف معنا و مبنى بر حركت خود است و محلّى از اعراب ندارد: (١) حرف تصريف است و در تركيب اسم به كار مىرود: هؤلاء.
(٢) حرف تفسير است و به صورت ضمير متّصل غايب، در محلّ نصب يا جرّ مىآيد:
أكرمه سيّده؛ و در محلّ رفع، برخلاف اصل، همراه فعل امر براى تعجب و متّصل به «عسى» مىآيد. (٣) حرف سكت است و در ندبه و وقف به كار مىرود: وا كبداه.
ها
١. حرف معنا و مبنى بر سكون است و محلّى از اعراب ندارد: (١) حرف تنبيه است و بر سر اسم اشارۀ غير بعيد درمىآيد: هذا، هاتيك، جايز است «كاف» تشبيه ميان آنها قرار گيرد: هكذا. در ندا، به «اىّ» و «ايّة» مىپيوندد:
أيّها، أيّتها. (٢) حرف قسم و جرّ است: لاها الله ذا؛ اسم جلاله، مجرور به حرف است؛ همان گونه كه مجرور به «واو» قسم مىشود.
٢. اسم فعل و به معناى امر: خذ است، مبنى بر سكون است و محلّى از اعراب ندارد.
فاعل آن، ضمير مستتر وجوبى است و تقدير آن چنين است: أنت، أنتما، أنتم...، و بستگى به مخاطب دارد: ها الكتاب، هاؤما الكتاب، هاؤم الكتاب.
ها أنَذا
عبارتى است متشكّل از «ها» ى تنبيه، ضمير مرفوع منفصل «انا» و اسم اشارۀ نزديك «ذا». اين كلمه، «هأنذا» نيز نوشته مىشود.
جايز است كه «أنذا»، جملۀ اسميۀ كامل به حساب آيد؛ «أنا»، مبتدا و «اذا»، خبر آن گفته مىشود: ها أنتما ذان، ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ...
هاتانِ
اسم اشاره براى مثنّاى مؤنّث نزديك است و براى عاقل و غير عاقل بهكار مىرود، مبنى بر