فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٤١
جبلىّ؛ و بر دو نوع است:
١. اسم جامد، كه از غير خود گرفته نشده است؛ يعنى از آغاز به همين صورت، وضع شده است، بنابراين، اصلى ندارد تا به آن بازگشت كند يا از آن ريشه گيرد. اسم جامد بر دو نوع است: (١) اسم ذات؛ بر شىء مجسّمى دلالت دارد كه با حواسّ پنجگانه درك مىشود:
شجرة، قلم، اسد، و اسمهاى جنس همانند اينها. (٢) اسم معنا؛ كه بر شىء عقلى محض دلالت دارد و با حواسّ پنجگانه درك نمىشود:
ذكاء، نبوغ، حكمة، و اسمهاى معنوى همانند اينها.
٢. اسم مشتق، كه از غير خود گرفته شده و داراى اصلى است كه به آن باز مىگردد و از آن ريشه مىگيرد. معناى اسم مشتق و اصل آن، نزديك به هم است و در حروف اصلى با يكديگر مشاركت دارند. اسم مشتق، با همان معنا، بر كنندۀ كار دلالت مىكند، مثل اسم فاعل؛ يا بر كسى يا چيزى دلالت مىكند كه فعل بر آن واقع شده است؛ و يا غير اينها، مانند اسم زمان، مكان و اسم آلت.
اسم مجرّد
تصريف، ويژگى اسم معرب است و اسم مبنى صرف نمىشود. اسم معرب يا متمكّن، به مجرّد و مزيد تقسيم مىگردد. اسم مجرّد در حروف اصلى، از سه، چهار و پنج حرف تركيب شده است: شمس، جعفر، سفرجل؛ هر اسمى كه از سه حرف كمتر، يا از پنج حرف بيشتر باشد، از آن حرفى حذف شده و يا مزيد فيه است: أب، مستغفر.
اسم مجرور
مانند اسم فاعل، اسم متصرّف است، و مانند عدد، غير متصرّف است و حالت خفض به خود مىگيرد. خفض در لغت، ضدّ رفع است و در اصطلاح علم نحو، همان جرّ است؛ يعنى كشيدن به سوى توضيح معنا و زيبا ساختن و آراستن كلام.
١. جرّ يا ظاهر است، يا مقدّر و يا در محلّ جرّ.
٢. علامت جرّ در آخر اسم مجرور قرار مىگيرد و اسم مجرور، با حركات يا حروف، اعراب مىپذيرد: (١) با كسره؛ اسم مفرد: فى المنزل، جمع مكسّر: على أكتاف، جمع مؤنث سالم: إلى فتيات. (٢) با فتحه؛ اسم غير منصرف: إلى بيروت. (٣) با «ياء»؛ اسماء خمسه: إلى أخى، مثنّى: فى منزلين، جمع مذكّر سالم: عند المرسلين.
٣. اسم در سه موضع مجرور مىگردد:
(١) پس از حرف جرّ: ذهب إلى المدرسة. (٢) در مضاف اليه: معلّم المدرسة. (٣) در تابع اسم مجرور: مررت بزيد رجل عالم.
اسم محذوف منه
تصريف، ويژگى اسم معرب است و اسم مبنى، صرف نمىشود. اسم معرب يا متمكّن، به مجرّد و مزيد تقسيم مىگردد. اسم مجرّد در حروف اصلى، از سه، چهار و يا پنج حرف تركيب شده است. هر اسمى كه از سه حرف