فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٤٠٦
است، بدون تنوين و براى بيان تعجّب و حسرت مىآيد: واها لسلمى ثمّ واها واها... هى المنى لو أنّنا نلناها.
وَجَدَ
١. فعل متعدّى دو مفعولى و از افعال قلوب است و معناى يقين را افاده مىكند؛ پس از گرفتن فاعل، بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد و مبتدا و خبر را، به عنوان مفعول خود، منصوب مىسازد: وجدت السّلّة فارغة.
٢. در صورتى كه معناى يقين نداشته باشد، متعدّى يك مفعولى است: وجدنا كنزا.
٣. افعال يقين عبارتاند از: ألفى، تعلّم، درى، رأى، علم، وجد. اين افعال، «اخوات ظنّ» ناميده مىشوند.
وجوباً
ضمير مستتر دو نوع است:
١. مستتر وجوبى، ضميرى است كه اسم ظاهر نمىتواند جانشين آن شود: تكتب؛ «أنت» در تقدير است. اين ضماير عبارتاند از: أنت، أنا، نحن. اعراب «تكتب» چنين است: فعل مضارع و لفظا مرفوع به ضمّه و فاعل آن، ضمير مستتر وجوبى است و تقدير آن «أنت» است.
٢. مستتر جوازى، ضميرى است كه اسم ظاهر مىتواند جانشين آن شود: التّلميذ كتب؛ «هو» در تقدير است. اين ضماير عبارتاند از:
هو، هى.
وَحْدُ
اسم اضافه و از اسمهاى متوغّل در ابهام است: رأيته وحده؛ حال و منصوب به فتحه است و همواره به ضمير اضافه مىشود.
وراءَ
اسم دائم الاضافه و ظرف مكان و از جهات ششگانه است.
١. در صورتى كه مضاف باشد، معرب، مفعول فيه و منصوب است: وقفت وراء الشّجرة؛ يا هنگامى كه در لفظ و معنا از اضافه منقطع شود: وقفت وراء.
٢. هرگاه لفظا، نه در معنا، از اضافه منقطع شود، مبنى بر ضمّه و محلاّ منصوب است:
وقفت وراء.
وراءَكَ
١. اسم فعل، منقول از ظرف و به معناى تراجع است، مبنى بر فتحه است و محلّى از اعراب ندارد. فاعل آن، ضمير مستتر وجوبى و «أنت» در تقدير است.
٢. اين كلمه، مركّب از ظرف و ضمير مخاطب مفرد است: الطّاولة وراءك. ظرف و مضاف اليه، متعلّق به خبر محذوفاند، و تقدير آن «موجود» است.