فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٤٠٢
استفهامى باشد كه بر ظرفيّت دلالت كند و پس از آن نكرۀ مشتق بيايد، دو وجه در آن جايز است: (١) رفع، بنابر اينكه نكره، خبر براى مبتداست و ظرف يا چيزهاى ديگر، لغو است:
عندى زيد نائم. (٢) نصب، بنابراين كه نكره، حال است و ظرف يا چيزهاى ديگر، خبر مقدّم است: عندى زيد قائما.
٣. اصل در حال اين است كه نكرۀ مشتق باشد و اگر معرفه بيايد، مؤوّل به نكره مىشود:
جاء الرّسول وحده؛ يعنى منفردا.
نكرۀ مقصوده
مناداى مفرد، شامل معرفه و نكره است.
نكره نيز به مقصوده و غير مقصوده تقسيم مىشود.
١. بر اثر ندا، ابهام نكرۀ مقصوده از ميان مىرود و با تبديل شدن به معرفه، بر واحد معيّن مقصود به ندا دلالت مىكند: يا رجل، يا مؤمنون.
٢. نكرۀ مقصوده، موصوف براى اسم، جمله يا شبه جمله است: يا رجلا عالما، يا تلاميذ علماء؛ منادا، مفعول به و منصوب و نعت نيز منصوب است. و يا اصلا موصوف نيست:
يا يوسف؛ منادا، محلاّ منصوب و مبنى بر علامت رفع است.
نون إناث
ضمير مرفوع متحرك است و بر جمع مؤنّث دلالت مىكند. در تصريف فعل ماضى، مضارع، و امر به كار مىرود و فعل با وجود آن، مبنى بر سكون است: فعلن، يفعلن، تفعلن، إفعلن. اعراب محلّى آن چنين است: فاعل، نايب فاعل، اسم «كان».
نون تأكيد
حرف معنا و مبنى بر حركت خود است و محلّى از اعراب ندارد. «نون» تأكيد دو نوع است: «نون» تأكيد ثقيله و «نون» تأكيد خفيفه.
١. «نون» تأكيد ثقيله يا خفيفه به آخر فعل موكّد مىپيوندد: هل تذهبنّ؟ هل تذهبن؟ فايده و هدف الحاق «نون» تأكيد به فعل، اظهار عزم و ارادۀ متكلّم بر انجام فعل است. تأكيد با ثقيله، شديدتر از تأكيد با خفيفه است. اين دو گاهى نيز مفيد شمول و عموماند: يا قومنا احذرن!
٢. «نون» تأكيد: (١) هيچگاه در فعل ماضى نمىآيد. (٢) بدون هيچ شرطى بر فعل امر وارد مىشود. (٣) به شرطى بر مضارع وارد مىشود كه پيش از مضارع چيزى بيايد كه آن را به آينده اختصاص دهد: هل تذهبنّ؟
نون وقايه
ميان «ياء» متكلّم و فعل يا شبه فعل يا حرف، فاصله مىافكند تا از مكسور شدن آن جلوگيرى كند.
١. آوردن آن در فعل، اسم فعل، «ليت»،