فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٤٠
١. «لا» ى نفى جنس و اسم آن، مبنى بر فتحاند و هر دو، بنابر مبتدا بودن، محلا مرفوعاند.
٢. انواع اسم «لا»: (١) مفرد و مبنى بر علامت نصب خود است: لا رذيلة أحطّ من الخيانة. (٢) مضاف و منصوب است: لا قائل حقّ جبان. (٣) شبه مضاف و منصوب است: لا قائلا حقّا جبان. (٤) جمع مؤنث سالم، و جايز است مبنى بر فتح باشد: لا زائرات في البيت.
٣. نعت اسم «لا»: (١) اگر اسم «لا» با مفرد متّصل به آن، وصف شده باشد، جايز است كه نعت، مبنى بر فتح يا منصوب و يا مرفوع باشد:
لا رجل ظريف - ظريفا - ظريف عندنا. (٢) اگر نعت با اسم فاصله داشته باشد، فقط نصب و رفع آن جايز است: لا رجل عندنا ظريفا - ظريف. (٣) اگر اسم «لا» مضاف يا شبه مضاف باشد، در نعت، نصب و رفع جايز است؛ خواه نعت با فاصله باشد يا بدون فاصله: لا صاحب علم في المدينة بارعا - بارع. (٤) اگر چيزى بر اسم «لا» عطف شده باشد، در معطوف، نصب و رفع، هر دو، جايز است: لا رجل و غلاما - غلام، عندنا.
اسم ما
حرف نفى «ما» بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد، مبتدا را مرفوع مىكند، كه اسم آن ناميده مىشود: ما الكسل محمودا؛ و همچنين خبر را منصوب مىسازد.
١. خبر و معمول اسم «ما» نبايد بر آن پيشى گيرد: ما سمير شجاعا، ما شجاع سمير.
٢. اسم «ما» مىتواند معرفه يا نكره باشد:
ما إبراهيم نائما، ما تلميذ نائما.
اسم مبنى
اسم غير متمكّن است و در همه حال هر چند عوامل آن تغيير يابد، حالت ثابتى دارد:
١. اسم مبنى در اين امور، شبيه حرف بناء مىشود: (١) در تركيب؛ اگر عدد حروف آن كمتر از سه حرف باشد؛ پس، ضمير «تاء» در: قتلت، شبيه «تاء» تأنيث است. (٢) در معنا؛ اگر دربرگيرندۀ معناى حرف باشد؛ پس، اسم شرط «مهما»، شبيه حرف شرط «اذما» است. (٣) در استعمال؛ اگر در غير خود عمل كند، ولى چيزى در آن عمل نكند؛ مانند اسماء موصول كه به صله نياز دارند، و اسماء افعال كه تأثيرگذارند و اثر نمىپذيرند؛ اينها در اين مورد، مانند حروف جرّ و غير آناند.
٢. اسمهاى مبنى بر دو نوعاند: (١) اسمهاى مبنى با بناء لازم، كه عبارتاند از: ضمير، اسم اشاره، اسم استفهام، اسم شرط، اسم موصول، اسم فعل، برخى از كنايات و برخى از ظروف. (٢) اسمهاى مبنى با بناء عارضى، كه عبارتاند از: منادا، عدد مركّب، تركيب مزجى، ظرف مضاف براى جمله، اسماء جهات ششگانه (به چند شرط)، اسم «لا» ى نفى جنس (به چند شرط).
اسم متصرّف
اسمى است كه مثنّى، جمع، مصغّر و منسوب مىشود: جبل، جبلان، جبال، جبيل،