فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٩٩
سببى دو حالت دارد:
١. مقرون به ضمير منعوت، يا مضاف به چيزى است كه در آن، ضمير منعوت وجود داشته باشد. در اين حال، در اعراب، تعريف و تنكير از ماقبل خود تبعيّت مىكند، همواره مفرد است و در تذكير و تأنيث از مابعد خود، تبعيّت مىكند: جاء الرّجل الفاضل معلّمه و الكريم معلّموه؛ مگر اينكه جمع مكسّر باشد، كه در اين صورت، جمع آن هم جايز است:
جاءنى الرّجل الفضلاء آباؤه.
٢. مقرون به ضمير منعوت نيست. در اين حالت، مانند نعت حقيقى به شمار مىآيد:
رأيت الفتاة الكريمة النّسب؛ رأيت رجلين كريمى النّسب.
نعت مؤوّل به مشتق
نعت مؤوّل به مشتق، در اين حالتها مىآيد:
١. اسم اشارۀ غير مكان: أكرمت الفتى هذا.
٢. موصولى كه با «أل» شروع شده باشد:
جاء الرّجل الّذى اعتدى.
٣. اسم عدد: رأيت رجالا ثلاثة.
٤. اسم منسوب اليه: انا رجل لبنانىّ.
٥. اسم جامد كه بر معناى مشتق دلالت كند: الرّجل الثّعلب مكروه.
٦. «ذو» به معناى صاحب؛ و «ما» براى مبهم: هذا رجل ذو فضل؛ جئت لأمر ما.
٧. «أىّ» و «كلّ»: انت فتى أىّ فتى، و كلّ الفتى.
٨. مصدر ثلاثى غير ميمى كه به جاى مشتق آمده باشد: ماء سكب، و رجال ثقة.
نعت مشتق
نعت مشتق چهار نوع است:
١. اسم فاعل: جاء الرّجل الفاضل.
٢. اسم مفعول: حان الموعد المضروب.
٣. صفت مشبّهه: التقيت برجل شريف النّسب.
٤. افعل تفضيل: تبعت الطّريق الأقوم.
نعت و جمله
اگر جمله، نعت باشد، نعت براى نكره خواهد بود؛ به شرطى كه جملۀ خبرى باشد.
چنين جملهاى چهار نوع است:
١. جملۀ اسميّه: مررت بمؤمن أبوه كافر.
٢. جملۀ فعليّه: جاء رجل أكرمنى أبوه.
٣. جملۀ شرطيه: رأيت رجلا إن تكرمه يكرمك.
٤. شبه جمله: رأيت رجلا عندك، يا فى الدّار.
نعت و معرفه
اسمهاى معرفه، در نسبت با نعت، چهار قسماند:
١. آنچه نه منعوت مىشود و نه چيزى را وصف مىكند، مانند ضمير و اسمهاى اشارۀ مكانى. نمىتوان گفت: هذا رجل هو.
٢. آنچه منعوت مىشود، ولى چيزى را