فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٩٥
^ (١) مناداى نكرۀ غير مقصوده يا مقصوده، مفعول به منصوب و نعت آن منصوب است. (٢) مناداى نكرۀ غير موصوف يا اسم علم، محلاّ منصوب و مبنى بر علامت رفع است. (٣) مناداى معرفه، محلاّ منصوب و مبنى است.
نداشتن محلّ اعراب
محلّ، در نحو، وظيفۀ اعراب را معيّن مىكند و اين اعراب با اسم، فعل و جمله، پس از وقوع نسبت اسناد بين آنها، يا بر آنها، ايجاد شود. اين موارد، محلّى از اعراب ندارند:
١. تمامى حروف معنا.
٢. اسم فعل در ميان اسمها.
٣. جملههاى: ابتدائيه، معترضه، مفسّر ماقبل از خود، صلۀ موصول، جواب قسم، جواب شرط جزمدهندهاى كه با «فاء» و «اذا» ى فجائيه همراه نباشد، تابع جملهاى كه محلّى از اعراب نداشته باشد.
ندبه
يكى از معانى دو حرف: وا، و يا و براى فراخواندن و اظهار حزن شديد است:
وا أسفاه، فآه، آه، يا مصطفاه.
ندبه
ندبه عبارت است از نداى آنچه فاجعهاى بر آن وارد شده باشد يا از چيزى به درد آمده باشد: وا مصطفاه، وا كبداه.
١. اسلوب ندبه، يكى از روشهاى نداست كه از دو ركن اساسى حرف ندا و مندوب، تشكيل شده است و حذف آنها جايز نيست.
٢. «وا»، حرف اصلى ندا و مختص به ندبه است، امّا «ياء»، حرف غير اصلى است و بر سر مناداى مندوب و غير منادا درمىآيد.
٣. مندوب دو نوع است: (١) متفجّع عليه؛ كسى است كه فاجعه بر او وارد شده باشد و آن فاجعه، مردم را براى ابراز حزن و اندوه برانگيزاند: وا عمراه؛ مناداى منصوب به فعل محذوف است و تقدير آن «أندب» است.
(٢) متوجّع منه؛ موضعى است كه درد بر آن وارد شده است: وا رأسى؛ مناداى منصوب است.
نَزالِ
اسم فعل قياسى و مبنى بر كسره است، محلّى از اعراب ندارد و از فعل ثلاثى تامّ متصرّف بر وزن «فعال» ساخته مىشود و به معناى امر: إنزل است. فاعل آن، ضمير مستتر وجوبى و تقدير آن «أنت» است.
نزع خافض
حذف حرف جرّ و منصوب كردن مجرور است. اين عمل، سماعى است، نه قياسى. نزع خافض، قبل از ظرف مكان محدود و غير مشتق