فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٩١
نايب فاعل
اسمى است مرفوع كه پيش از آن فعل مجهول يا شبه آن آمده باشد و به آن اسناد داده شود: يرسم البيت.
١. مهمترين علل حذف فاعل عبارتاند از:
(١) جهل دربارۀ آن؛ به گونهاى كه تعيين آن ممكن نباشد، يا ميل به پنهان كردن آن از شنوندگان: ضرب زيد. (٢) شهرت آن؛ به گونهاى كه ذكر آن بيهوده باشد: خلق الانسان ناطقا. (٣) هدفى از ذكر آن در كار نباشد: (وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها).
٢. هرگاه فعل مجهول شود نبايد به فاعل بپيوندد؛ يعنى گفته نمىشود: عوقب أخوك من المعلّم. زيرا سبب مجهول كردن فعل، جهل به فاعل يا قصد اخفاى آن است.
٣. اسم مفعول در مرفوع ساختن نايب فاعل، شبيه فعل مجهول است. نمىتوان گفت:
أخوك معاقب من المعلّم.
٤. تمام احكام فاعل و فعل معلوم دربارۀ نايب فاعل و فعل مجهول، صدق مىكند، و فعل مجهول همواره متصرّف است.
نايب فاعل و ظرف
اگر فاعل حذف شود، ظرف با اين شروط، نايب فاعل مىگردد:
١. متصرّف باشد؛ يعنى نصب بنابر ظرفيّت را از دست بدهد و بتواند به عنوان نايب فاعل، مرفوع شود: سهرت ليلة الأنس. لدى و اذ نمىتوانند نايب فاعل شوند؛ زيرا همواره منصوباند.
٢. مختص باشد؛ يعنى بتواند از كلمهاى ديگر، معنايى به دست آورد، تا اسناد به آن فايده داشته باشد. ظرف با اين موارد، مختص مىشود؛ وصف: قضى شهر جميل؛ اضافه:
نودى ساعة البيع؛ علميّت: قطع آذار.
نايب فاعل و مجرور
مجرور به حرف جرّ، نايب فاعل مىشود:
نظر في الأمر، و لفظا مجرور، ولى محلاّ مرفوع است. در صورتى كه مجرور مؤنّث باشد، فعل، علامت تأنيث نمىگيرد: مرّ بهند. و جايز است گفته شود: بهند مرّ.
نايب فاعل و مصدر
اگر فاعل حذف شود، مصدر با اين شروط، نايب فاعل مىگردد.
١. متصرّف باشد؛ يعنى نصب بنابر مصدريّت را از دست بدهد و بتواند به عنوان نايب فاعل، مرفوع شود: ضرب ضرب شديد.
سبحان و معاذ نمىتوانند نايب فاعل شوند؛ زيرا مصدرهاى همواره منصوباند.
٢. مختص باشد؛ يعنى بتواند از كلمهاى ديگر، معنايى به دست آورد، تا اسناد به آن فايده داشته باشد، مصدر با اين موارد مختص مىشود؛ وصف: فهم فهم شديد؛ بيان نوع:
خدمت خدمة الامير؛ تحديد عدد: ضربت