فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٨٩
ن
ن، نون
١. حرف مبنى، شمسى، صحيح، و در حساب ابجد، معادل عدد ٥٠ است. اين حرف، جزو حروف نقطهدار و داراى استفال و شدّت است.
٢. حرف معنا و مبنى بر حركت خود است و محلّى از اعراب ندارد: (١) حرف تصريف است و در تصريف افعال مزيد و مشتقات به كار مىرود: إنفعل، منفعل. در افعال پنجگانه پس از ضمير مرفوع بارز، به آنها مىپيوندد:
يفعلون، يفعلان. (٢) حرف تفسير است؛ در صورتى كه به فعل ماضى، مضارع يا امر بپيوندد و در اين صورت، ضمير مرفوع متحرّك است: فعلن، إفعلن. فعل مبنى بر سكون است و «نون» مبنى بر فتحه است و «نون إناث» ناميده مىشود. (٣) حرف وقايه است و بين «ياء» متكلم و فعل يا شبه فعل يا حرف ديگرى، براى پرهيز از مكسور شدن آن، مىآيد. (٤) حرف تأكيد است و «نون» تأكيد خفيفه ناميده مىشود و به فعل مىپيوندد:
إفعلن.
نّ (نون مشدّد)
حرف معنا و مبنى بر فتحه است و محلّى از اعراب ندارد.
١. حرف تصريف است و براى جمع مؤنّث به كار مىرود: منهنّ، إليكنّ، بيوتهنّ.
٢. حرف تأكيد است، «نون» تأكيد ثقيله ناميده مىشود و به فعل مىپيوندد: هل تذهبنّ؟ ليتك تفوزنّ.
نا
ضمير متّصل و مبنى بر سكون است و بر حسب موقعيّتش در جمله، محلاّ مرفوع، منصوب، يا مجرور است؛ همچنين مخصوص متكلّم و شامل مذكّر و مؤنّث، مثنّى و جمع است: فعلنا، والدنا، بنا.
ناسخ
حرف، اسم يا فعلى است كه بر سر جملۀ اسميه مىآيد و در حركت اعراب مبتدا و خبر، تغيير ايجاد مىكند: إنّ الطّائر طليق؛ كان البرد قارسا.