فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٨٨
مىآيد:
١. در محلّ رفع، نصب، و جرّ: من، ما، ذا، أل، ذو.
٢. بر حسب موقعيّتش در جمله، اعراب مىگيرد: أىّ؛ مگر اينكه مضاف باشد و ضمير در صدر صلۀ آن حذف شود كه در اين صورت، مبنى بر ضمّه است: يسرّنى أيّهم قادم.
مَوْعِل
وزن قياسى اسم مكان و زمان از ثلاثى مجرّد مضارع معلوم است، وزن آن «وعل يعل» و فاء الفعل آن «واو» است: موعد.
مَهْ
اسم فعل و به معناى امر: إنكفف است، مبنى بر سكون است و محلّى از اعراب ندارد. فاعل آن، ضمير «أنت» و استتار آن وجوبى است.
مَهْما
اسم شرط حاضر است و دو فعل را مجزوم مىكند: مهما تجتهد تلق، و بر حسب موقعيّتش در جمله، مبنى بر سكون است.
مهموز صحيح
فعلى است كه حرف علّه، جزو حروف اصلى آن نيست، ولى يكى از حروف اصلى آن همزه است: أكل، سأل، قرأ.
مُياعَلَه
وزن مصدر قياسى ثلاثى مزيد است و وزن فعل ماضى مزيد آن، «فاعل» است. وزن خاص آن «ياعل» است؛ زيرا فاء الفعل آن «ياء» است:
يا من ميامنة، ياسر مياسرة.
ميم جمع
حرف معنا و مبنى بر حركت حرف آخر خود است و محلّى از اعراب ندارد؛ در تصريف افعال و اسماء به كار مىرود و اگر تنها باشد بر جمع دلالت مىكند و اگر به «الف»، متّصل شود، بر مثنّى دلالت مىكند.
١. تصريف فعل: فعلتما، فعلتم.
٢. تصريف اسم: والدكما، والدكم.