فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٨
٢. «هلمّ» در هنگام تصريف، بايد به يك صورت باشد: هلمّ يا رجل و هلمّ يا نساء. برخى به آن ضميرى اضافه مىكنند: هلمّ، هلمّا، هلمّوا، هلمّى، هلممن؛ در اين حالت، فعل امر است؛ زيرا اسم فعل، ضمير بارز را مرفوع نمىسازد.
٣. بسيارى «هات» و «تعال» را فعل مىدانند؛ زيرا اين دو ضمير بارز را مرفوع مىكنند: هاتيا، هاتوا، هاتى، هاتين؛ تعاليا، تعالوا، تعالى، تعالين.
اسم فعل قياسى
١. از فعل ثلاثى تامّ متصرّف و بر وزن «فعال» ساخته مىشود و معناى امر دارد: نزال، سماع، قتال.
٢. ساختن آن از ثلاثى مزيد، بسيار نادر است: دراك، بدار از «أدرك» و «بادر».
٣. اين وزن، صفتى است براى دشنام به زنان؛ و ندا از لوازم آن است: يا خباث، يا خداع.
اسم فعل مُرْتَجَل
١. اسم فعلى است كه از آغاز به عنوان اسم فعل، وضع شده است: أفّ، وى، مه.
٢. برخى از اسم فعلهاى مرتجل، اسم صوتى است كه مخاطب آن حيوانات و كودكاناند: هيد، حلّ، براى شتر؛ إسّ، سعّ، براى گوسفند؛ هجا، هج، براى سگ؛ هلا، هال، براى اسب.
٣. اسم صوت، ضمير نمىگيرد و از عوامل گوناگون، تأثير نمىپذيرد و در غير خود تأثير نمىگذارد.
اسم فعل منقول
١. از حرف جرّ: إليك عنّى، به معناى «ابتعد» عليك نفسك، به معناى «تدبّر».
٢. از حرف تنبيه: ها القلم، به معناى «خذه».
٣. از ظرف: مكانك، به معناى «أثبت». أمامك، به معناى «تقدّم».
٤. از مصدر: رويدك، به معناى «تمهّل» بله، به معناى «دع».
اسم فعل نكره
آنچه از اسماء افعال تنوين دارد نكره، و آنچه تنوين ندارد معرفه است. اسم فعل نكره سه نوع است:
١. واجب التّنكير است: واها.
٢. واجب التّعريف و بر وزن «فعال» است:
نزال.
٣. دووجهى است: صه، مه، أفّ، معرفه بودن؛ يعنى حالتهاى مخصوص، ولى نكره بودن؛ يعنى تمام حالتها: صه؛ يعنى امر به سكوت در يك حالت مشخص؛ صه؛ يعنى امر به سكوت در همۀ حالات.
اسم فعل و فعل
اسم فعل با اين ويژگىها از فعل، متمايز مىشود: