فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٧٢
است: محرب.
٢. وزن صفتى است كه براى مذكّر و مؤنّث يكسان است: مغشم.
٣. وزن قياسى اسم آلت ثلاثى متعدّى است: مبرد، مبضع.
مُفَعْلَلٌ
وزن قياسى اسم مفعول، اسم زمان و مكان «فعلل» است: مزلزل.
مُفَعْلِلٌ
وزن قياسى اسم فاعل و صفت مشبّهۀ «فعلل» است: مخلخل.
مُفْعَلِلٌّ
وزن قياسى اسم فاعل و صفت مشبّهۀ «افعللّ» است: مكفهرّ.
مَفْعَلَة
١. وزن اسم مكان از جامد است، براى دلالت بر كثرت چيزى در مكان: مسبعة، مبلمة. اين وزن در اسم ثلاثى، قياسى است و در ثلاثى مزيد، حرف زايد حذف مىشود:
تفّاح، بطّيخ؛ متفحة، مبطخة. نيز براى دلالت بر سبب كثرت شيء مىآيد: الكسل مجلبة للفقر؛ يعنى سبب زيادى فقر است.
٢. وزن قياسى مصدر ميمى فعل ثلاثى است و گاهى «تاء» تأنيث نيز به آن مىپيوندد:
مبخلة، مجبنة.
مِفْعَلَة
وزن قياسى اسم آلت ثلاثى متعدّى است:
مكنسة، مرملة. اسم آلت ناقص و لفيف، بيشتر بر اين وزن مىآيد: مطواة، مشواة، مصفاة.
مُفْعَنْلَلٌ
وزن قياسى اسم مفعول، اسم زمان و مكان «افعنلل» است: محرنجم.
مُفْعَنْلِلٌ
وزن قياسى اسم فاعل و صفت مشبّهۀ «افعنلل» است: محرنجم.
مُفْعَوْعِل
وزن قياسى اسم فاعل و صفت مشبّهۀ «افعوعل» است: مخضوضر.
مَفْعُولٌ
وزن قياسى اسم مفعول ثلاثى مجرّد است:
مكتوب، محمود.
مفعول اوّل
مفعول به فعل متعدّىاى است كه به بيش از يك مفعول نياز دارد.
١. افعال قلوب پس از گرفتن فاعل خود بر سر جملۀ اسميّه درمىآيند و مبتدا و خبر را، به