فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٦٤
عربى را تشكيل مىدهد.
مُصْطَلَحات خاص استثناء
استثناء عبارت است از اخراج اسم پس از «الاّ» يا يكى از اخوات آن، از حكم ماقبل «الاّ».
١. مستثنى؛ اسمى است كه پس از «الاّ» واقع مىشود و از حكم مجموعۀ پيش از حرف استثناء خارج مىشود. مستثنى منه؛ اسمى است كه مجموعۀ پيش از حرف استثناء را دربر دارد و مستثنى از آن خارج مىشود. حرف استثناء؛ نشانۀ خارج شدن مستثنى از مستثنى منه است. گفته شده است كه حرف استثناء، عامل نصب است. در جملۀ قام القوم إلاّ زيدا، «القوم»، مستثنى منه، «الاّ»، حرف استثناء و «زيدا»، مستثنى است.
٢. در استثناء تامّ، مستثنى منه ذكر شده است: قام القوم إلاّ زيدا.
٣. در استثناء موجب، جمله فاقد نفى يا استفهام انكارى است: عاد الغائبون إلاّ دوابّهم.
جملۀ استثناء غير موجب، منفى است.
٤. در استثناء متّصل، مستثنى از جنس مستثنى منه است: لا رجل فى الدار إلاّ زيد.
٥. استثناء منقطع، مستثنى از جنس مستثنى منه نيست: ما احترقت الدّار إلاّ الثّياب.
٦. در استثناء مفرّغ، مستثنى منه حذف شده است و جمله، غير موجب؛ يعنى منفى است:
ما قام إلاّ زيد.
مصغّر و مصغّر منه
تصغير عبارت است از افزودن «ياء» ساكن پس از حرف دوم اسم معرب، براى دلالت بر تقليل، تحقير يا تحبيب.
١. اسم معربى كه مصغّر از آن گرفته مىشود، مصغّر منه نام دارد: جبل، مصغّر منه است؛ جبيل، مصغّر است.
٢. حكم اسم مصغّر اين است كه حرف اوّل آن را ضمّه و حرف دوم آن را فتحه مىدهند.
اسم مصغّر، بر اين وزنها مىآيد: (١) ثلاثى، «فعيل»: جبيل. (٢) رباعى، «فعيعل»: مطعم، مطيعم. (٣) خماسى، «فعيعيل»: منشار، منيشير.
مضارع
صيغهاى است كه بر حالت يا كارى در زمان حاضر يا آينده دلالت مىكند: يأكل.
١. مضارع، از ماضى و با افزودن يكى از حروف مضارعه به اوّل آن ساخته مىشود.
حرف مضارعه در رباعى، مضموم و در غير آن مفتوح است: يفعلل، يفعل.
٢. اگر فعل ماضى، ثلاثى باشد، فاء الفعل آن ساكن و عين الفعل آن، بر حسب ضبط فرهنگهاى عربى، متحرّك به ضمّه، فتحه يا كسره است: فعل يفعل؛ فعل يفعل؛ فعل يفعل؛ فعل يفعل؛ فعل يفعل؛ فعل يفعل.
٣. اگر ماضى، غير ثلاثى و در آغاز آن «تاء» زايد باشد، ماقبل آخر آن از نظر حروف و