فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٦
موصول، كنايه، ظرف، اسم فعل و اسم عدد.
اسم فاعل
اسم مشتق است و بر كسى كه كارى از او سر مىزند و يا اقدام به كارى مىكند، كه معناى حدوث دارد، دلالت مىكند.
١. از ماضى ثلاثى مجرّد معلوم بر وزن «فاعل» ساخته مىشود: شاكر.
٢. از غير ثلاثى بر وزن مضارع معلوم ساخته مىشود و با تبديل حرف مضارع به «ميم» مضموم، و مكسور كردن حرف ما قبل آخر، همراه است: يكرم مكرم، يتقدّم متقدّم، يستغفر مستغفر.
٣. اسم فاعل: (١) اگر از معتلّ اجوف ساخته شود، عين الفعل آن به همزه تبديل مىگردد: قائمة، بائع. (٢) اگر از معتلّ ناقص ساخته شود، لام الفعل آن حذف مىگردد: غاز، راض.
٤. اسم فاعل و مفعول در دو صيغه مشتركاند: فعول، فعيل؛ زيرا اين هر دو وزن گاهى به معناى فاعل: صبور، نصير، و گاهى به معناى مفعول است: رسول، جريح.
اسم فاعل و صفت مشبّهه
١. اسم فاعل از فعل متعدّى و لازم به گونهاى قياسى ساخته مىشود. صفت مشبّهه از لازم، قياسى، و از متعدّى، سماعى ساخته مىشود.
٢. اسم فاعل براى زمانهاى سهگانه، ولى صفت مشبّهه فقط براى زمان حال است.
٣. اسم فاعل همواره در مضارع به كار مىرود: ذاهب، براى يذهب به كار مىرود.
صفت مشبّهه گاهى در مضارع به كار مىرود:
رخيص، براى يرخص به كار نمىرود.
٤. جايز است منصوب اسم فاعل بر آن پيشى گيرد: زيد عمرا ضارب. منصوب صفت مشبّهه بر آن پيشى نمىگيرد: الغزال العين جميل.
٥. معمول اسم فاعل، سببى و اجنبى.
متّصل و غير متّصل - است، ولى معمول صفت مشبّهه، سببى است؛ يعنى متّصل به ضميرى است كه به موصوف باز مىگردد: لنا صاحب سمع خليقته.
٦. اسم فاعل، در عمل، با فعل خود اختلافى ندارد. صفت مشبّهه با فعل لازم خود اختلاف دارد و معمولش را، بنابر تمييز بودن، منصوب مىسازد.
٧. حذف اسم فاعل و ابقاى معمول آن جايز است: أنت ضارب اللّصّ و الخائن. حذف صفت مشبّهه، جايز نيست: هذا حسن القول و الفعل.
٨. حذف موصوف اسم فاعل و اضافه كردن آن به مضافى كه به ضميرى اضافه شده است، قبيح نيست: مررت بمكرم عدوّه. حذف موصوف صفت مشبّهه، قبيح است.
٩. اسم فاعل مىتواند از معمول مرفوع يا