فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٥٩
مشاركت مىكند: فاعل، مفعول.
٢. فعل مزيد، علاوه بر داشتن حروف اصلى، چند حرف اضافه نيز دارد: فعّل، تفعلل.
مشتقات
اسمهاى مشتقى هستند كه از فعلهاى مختلف گرفته شدهاند. آن فعلها نيز از فعل ماضى، مشتق شدهاند و خود فعل ماضى از مصدر مجرّد، مشتق شده است. مشتقات عبارتاند از:
١. از ماضى مجرّد لازم معلوم: (١) اسم فاعل، صفت مشبّهه، افعل تفضيل، صيغۀ مبالغه، اسم مكان و زمان. (٢) مصدر ميمى، اسم مرّة و نوع، مصدر مؤوّل.
٢. از ماضى مجرّد متعدّى معلوم: (١) اسم فاعل، افعل تفضيل، صيغۀ مبالغه، اسم مكان و زمان، اسم آلت. (٢) مصدر ميمى، اسم مرّة و نوع، مصدر مؤوّل.
٣. از ماضى مجرّد مجهول: (١) اسم مفعول. (٢) مصدر مؤوّل.
٤. از ماضى مزيد لازم معلوم: مصدر مزيد، اسم مرّة و نوع، مصدر مؤوّل.
٥. از ماضى مزيد متعدّى معلوم: مصدر مزيد، اسم مصدر، اسم مرّة و نوع، مصدر مؤوّل.
٦. از ماضى مزيد مجهول: مصدر مؤوّل.
٧. از مضارع لازم معلوم: (١) اسم فاعل، صفت مشبّهه. (٢) مصدر مؤوّل.
٨. از مضارع متعدّى معلوم: (١) اسم فاعل. (٢) مصدر مؤوّل.
٩. از مضارع مجهول: (١) اسم مفعول، اسم مكان و زمان. (٢) مصدر ميمى.
مشتق اصيل
اسم مشتقى است كه دلالت بر صفت مشبّهه مىكند و از فعل ثلاثى لازم متصرّف ساخته مىشود، تا دلالت بر ثبوت صفت كند:
فرح از فرح گرفته شده است.
مشتق ملحق به اصيل
اسم مشتقى است كه دلالت بر صفت مشبهه مىكند و بر وزن اسم فاعل يا اسم مفعول ساخته مىشود، ولى معناى حدوث نمىدهد؛ بلكه با قرينهاى دلالت بر ثبوت معنا در صاحب خود مىكند: طاهر القلب، محمود المقاصد.
مشدّد
حرفى است كه علامت تشديد دارد، و آن علامت، دلالت مىكند بر اينكه اين حرف، دو حرف است: فكّ؛ «كاف»، حرف مشدّد است.
ادغام، آميختن حرف ساكنى در حرف متحرّكى از جنس خود است، به نحوى كه هر دو يك حرف مشدّد شوند: فكك، فكك، فكّ.