فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ٣٥٧
همراه اسم اضافه شده به مصدر محذوف: يا للطّبيب ل [اعانة] المريض. (٢) «لام» جرّ، همراه ضمير مفتوح: يا لزيد لك. (٣) «لام» جرّ، همراه «ياء» متكلّم مكسور: يا لزيد لي.
٢. اگر استغاثه، عليه مستغاث له باشد، نه به نفع او، جايز است كه به «من» مجرور شود: يا للأحرار من الخادعين المنافقين.
مستغاث و مستغاث له
احكام مشترك:
١. هريك از آن دو، مجرور به «لام» جرّاند: (١) «لام» در مستغاث، مفتوح است؛ زيرا پس از حرف ندا؛ يعنى در جاى ضميرى واقع است كه «لام» جرّ با آن فتحه مىگيرد. (٢) «لام» در مستغاث له، «لام» تحضيض و مكسور است.
٢. «لام» استغاثه متعلّق به فعل نداى محذوف است و تقدير آن چنين است: انادي زيدا لإعانة سمير.
مُسْتَفْعَل
وزن قياسى اسم مفعول، اسم مكان و زمان و مصدر ميمى باب «إستفعل» است:
مُسْتَفْعِل
وزن قياسى اسم فاعل باب «إستفعل» است: مستخرج.
مستقبل
زمان آينده پس از حاضر است.
١. فعل سه زمان دارد: ماضى، حاضر (مضارع)، مستقبل (آينده).
٢. فعل آينده دو نوع است: (١) آيندۀ مجرّد، بر رخدادى مورد توقّع دلالت مىكند:
لابدّ أن يعود. (٢) آيندۀ سابق، كارى متوقّع با كار ديگرى تواما جريان داشته باشد: أكون قد كتبت الرّسالة متى قدم.
٣. فعل ماضى در اين موارد به معناى آينده است: معناى طلب دربرداشته باشد: غفر اللّه لك؛ پس از «اذا» يا «ان» شرطيّه قرار گيرد: إذا زرتني أزورك؛ پس از قسم، حرف نفى بر سر آن بيايد: و حياتك لا نكثت عهدك ما دمت حيّا.
٤. فعل مضارع در اين موارد به معناى آينده است: معناى طلب دربرداشته باشد:
يرحمك اللّه؛ «سين» و «سوف» بر سر آن درآيد:
سأكتب، سوف أكتب؛ پس از ادات توقّع قرار گيرد: قد يبرأ المريض؛ پس از عوامل نصب و جزم (به جز «لم» و «لمّا») قرار گيرد: أريد أن أكتب، ان تدرس تنجح.
٥. فعل امر، صيغهاى است كه دلالت مىكند بر عملى كه ايجاد آن در آينده، طلب مىشود: كل، إذهب.
مسند
مسند يكى از دو جزء اسناد است و خبر يا فعلى است كه رخ داده يا رخ نداده يا وقوع آن